{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با توام ای شعر ...

با توام ای شعر ...
و زمـیـنـی کـه قـسـم خـورد شـکـسـتـم بـدهـد..
و زمـــان چنبـــره زد کـار بـه دسـتـم بـدهـد..
مـن تـورا دیـدم و آرام بـه خـاک افـتـادم..
و از آن روز کـــه در بـنـد تـــوام آزادم...
دیدگاه ها (۱)

بـــه خودَم آمَدَم اِنگار تویـــی دَر مَن بود... این کَمی بی...

بـــه خودَم آمَدَم اِنگار تویـــی دَر مَن بود... این کَمی بی...

یــِه وَقــتــآیی هَــمــِه چــی هَــســت... وَلــی اونــی ک...

من از آن روز که در بند تو ام آزادمپادشاهم که به دیت تو اسیر ...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

گاهی #خوشبختیهمین چیزهای ساده‌ای‌ستکه هر روز از کنارشان می‌گ...

پارت ۱۷از آن روز، آموزش دیدن شروع کردم.جونگکوک به من یاد داد...

السلام علی المهدی عج

نوشته بود:⁨⁨⁨⁨دومین تاثیرپذیری من از شعر فارسی احتمالا یک عص...

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

مردی که در کنارم بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط