{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خونه مردم میری مهمونی ولت نمیکنن امروز اومدم خونه یکی از

خونه مردم میری مهمونی ولت نمیکنن امروز اومدم خونه یکی از اقوام بچشون منو به این روز دراورده اومده میگه خاله نفس خاله نفس من یه عالم تمرین زبان دارم ننوشتم میشه شما زبان بلدی برام بنویسی یه سری جمله هم گفت که منو خر کنه هیچی دیگه تا اخر مهمونی دستام از کار افتاد ....ولی من زبان خیلی دوس میدارم و کلاسش هم میرم ترم ۲۵ هستم شما چی زبان دوس دارین؟؟😉
دیدگاه ها (۵)

اقایی منم دی ماهیه

فال بوسه ات کدومه؟؟همینجوری میبوسی؟؟؟لصفا نظر بدید الکی لایک...

لبای خودمه بچه هااا...چه قدر خوبه اول اسم عشقت ..ح..باشه...د...

حسم به تو.... (فصل2

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

#پارت55از تاکسی پیاده شدیم. که صدای نگین بلند شدنگین: وای خد...

part_5. ...

پارت 7مهرداد:اما من وقتی یاد شیطونیای اون میوفتم،یاد گریه ها...

رمان عشق مثلث پارت ۱۴

*شیرین*........این چند روز حسابی مشغول کارای نمایشگاه بودیم ...

قلب تپنده پارت ۱۷از زبان ات -جین و کوک داشت دعواشون بالا می‌...

رمان Black & White پارت35

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط