قسمت 1
قسمت 1
By your side
صبح ساعت 6 بود ساعتم زنگ خورد و از خواب بلند شدم واماده شدم که برم دنبال دوستم شقایق ، میخواستیم برای ادامه تحصیل بریم کره ،وقتی اماده شدم به شقایق زنگ زدم
_آماده ای؟
+اره تو چی؟
_اره منم اماده ام.پس الان میام دنبالت
+باشه
رفتم دنبال شقایق تا بریم فرودگاه،ساعت 8 سوار هواپیما شدیم تو راه همش درمورد کنسرت اکسو حرف میزدیم که قرار بود سه روز دیگه برگزار بشه و همش خدا خدا میکردیو بلیت گیرمون بیاد ساعت 12 رسیدیم کره و از تو فرودگاه تاکسی گرفتیم
ظهر بود و ما خیلی گرسنه بودیم و راننده مارو به یه رستوران توریستی برد
بعد که غذاهامونو خوردیم تصمیم گرفتیم بریم مشاور املاک و یه خونه بگیریم
از یکی از گارسونا ادرس یه مشاور املاک پرسیدیم،ادرسش سه خیابون بعدی بود،از اونجا تاکسی گرفتیمو رفتیم مشاور املاک صاحب اونجا ی مرد نسبتا پیر بود که خیلی مهربون بود
از ما خواست تا همسایش بشیم ، اون ی خونه کوچیک و نقلی به ما معرفی کرد که کنار خونه خودش بود
بعد مارو تا خونه همراهی کرد.
چمدونامونو گذاشتیم و دوش گرفتیم.
ساعت 5عصر بود و تو خونه حوصلمون سر رفته بود
+رُز میای بریم بیرون؟
_اوهوم،حالا کجا بریم؟
کمی فکر کردیم و باهم گفتیم
_+بریم smtown
حاظر شدیم و رفتیم کنار خیابون وایسادیم چون راه دور بود یه تاکسی گرفتیم،تاکسی مارو رسوند به مغازه smtown منو شقایق وقتی مغازه رو دیدیم خیلی ذوق زده شده بودیم، دست همو گرفتیم و رفتیم تو مغازه
اونجا هرچیو که میدیدی از کیپاپ بود
ما یه جفت کفش از اکسو باهم ست کردیمو خریدیم.
خیلی خسته شده بودیم و نای راه رفتنو نداشتیم، کنار خیابون نشستیم و منتظر ی تاکسی بود تا بلخره یکی گرفتیم؛راننده تاکسی یه مرد مُسن بود،ما ادرس خونمونو بهش دادیم.
اون از ما پرسید:
_اهل کجایین؟
+ایران
_اها خوش اومدید
+ممنون
وقتی ما به خونه رسیدم خیلی خسته و کوفته بودیم
از ذوق،کفشای اکسوییمونو از تو جعبه بیرون اوردیمو جفت ی گوشه گذاشتیم
ساعتو تنظیم کردیم که صبح بیدارشیمو بریم پروندمونو بدیم دانشگاه و بعدش بریم بلیت کنسرت بخریم......
#exo
#fake
#by_your_side
By your side
صبح ساعت 6 بود ساعتم زنگ خورد و از خواب بلند شدم واماده شدم که برم دنبال دوستم شقایق ، میخواستیم برای ادامه تحصیل بریم کره ،وقتی اماده شدم به شقایق زنگ زدم
_آماده ای؟
+اره تو چی؟
_اره منم اماده ام.پس الان میام دنبالت
+باشه
رفتم دنبال شقایق تا بریم فرودگاه،ساعت 8 سوار هواپیما شدیم تو راه همش درمورد کنسرت اکسو حرف میزدیم که قرار بود سه روز دیگه برگزار بشه و همش خدا خدا میکردیو بلیت گیرمون بیاد ساعت 12 رسیدیم کره و از تو فرودگاه تاکسی گرفتیم
ظهر بود و ما خیلی گرسنه بودیم و راننده مارو به یه رستوران توریستی برد
بعد که غذاهامونو خوردیم تصمیم گرفتیم بریم مشاور املاک و یه خونه بگیریم
از یکی از گارسونا ادرس یه مشاور املاک پرسیدیم،ادرسش سه خیابون بعدی بود،از اونجا تاکسی گرفتیمو رفتیم مشاور املاک صاحب اونجا ی مرد نسبتا پیر بود که خیلی مهربون بود
از ما خواست تا همسایش بشیم ، اون ی خونه کوچیک و نقلی به ما معرفی کرد که کنار خونه خودش بود
بعد مارو تا خونه همراهی کرد.
چمدونامونو گذاشتیم و دوش گرفتیم.
ساعت 5عصر بود و تو خونه حوصلمون سر رفته بود
+رُز میای بریم بیرون؟
_اوهوم،حالا کجا بریم؟
کمی فکر کردیم و باهم گفتیم
_+بریم smtown
حاظر شدیم و رفتیم کنار خیابون وایسادیم چون راه دور بود یه تاکسی گرفتیم،تاکسی مارو رسوند به مغازه smtown منو شقایق وقتی مغازه رو دیدیم خیلی ذوق زده شده بودیم، دست همو گرفتیم و رفتیم تو مغازه
اونجا هرچیو که میدیدی از کیپاپ بود
ما یه جفت کفش از اکسو باهم ست کردیمو خریدیم.
خیلی خسته شده بودیم و نای راه رفتنو نداشتیم، کنار خیابون نشستیم و منتظر ی تاکسی بود تا بلخره یکی گرفتیم؛راننده تاکسی یه مرد مُسن بود،ما ادرس خونمونو بهش دادیم.
اون از ما پرسید:
_اهل کجایین؟
+ایران
_اها خوش اومدید
+ممنون
وقتی ما به خونه رسیدم خیلی خسته و کوفته بودیم
از ذوق،کفشای اکسوییمونو از تو جعبه بیرون اوردیمو جفت ی گوشه گذاشتیم
ساعتو تنظیم کردیم که صبح بیدارشیمو بریم پروندمونو بدیم دانشگاه و بعدش بریم بلیت کنسرت بخریم......
#exo
#fake
#by_your_side
- ۱۶.۳k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط