{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت 2

قسمت 2
By your side

ساعت زنگ خورد و من هنوز خوابم میومد شقایق اومد بالا سرم و صدام زد
+رز،رز پاشو دیرمون میشه، انقدر نخواب
_اوهووومممم..خب
+زود باش دیگه پاشو
شقایق دستمو گرفت و گشید و منو از رو تخت بلند کرد؛من بلند شدم و رفتم صورتمو شستم و مسواک زدم و بعد لباسم رو پوشیدم، شقایق جلو در وایساده بود و صدام کرد
_بدو بیاا
+اومدم اومدم
رژ قرمزمو زدم راه افتادم.
رفتیم ایستگاه اتوبوس و سوار شدیم
چند دقیقه ای گذشت و به نزدیک ساختمون دانشگاه رسیدیم
_فکر کنم رسیدیم
+اره رسیدیم
از اتوبوس پیاده شدیم و وارد ساختمون دانشگاه شدیم و پیش مدیر رفتیم و خودمونو معرفی کردیم
_سلام من رز هستم
+سلام من شقایق هستم
مدیر به پرومنده های ما نگاه کرد و چند سوال پرسید و امضا زد و گفت: شما میتونید از جلسه بعدی بیاید
ما با خوشحالی اونجارو ترک کردیم من از روی نقشه موبایلم نگاه کردم و دیدم محل فروش بلیت زیاد دور نیست و پیاده رفتیم اونجا  و به جایی که بلیت میفروختن رسیدم از اون مرد که بلیتارو میفروتن پرسیدیم
+ببخشید آقا بلیت دارید؟
_نه متاسفانه تموم شده
+اههه ما خیلی بد شانسیممم
_میتونید فردا بیاید شاید کسی بخواد بلیتشو بفروشه
با حرف مرد بلیت فروش ما یکم امید پیدا کردیم که شاید فردا بتونیم بریم و بعد از اونجا  ما تصمیم گرفتیم بریم تو شهر گشتی بزنیم. ما چندتا مغازه رفتیم و خرید کردیم و برای نهار چیزمیز خریدم
از اونجا سوار تاکسی شدیم و رفتیم خونه
بعد چند دقیقه استراحت و با گوشی ور رفتن، باهم ماکارانی درست کردیم و خوردیم ؛بعد اینکه ظرفارو با کمک هم شستیم شقایق گفت
+زر میای بازی پلی استیشن؟
_اره اره میام
ما شرط بستیم که هرکی باخت باید برای طرف برنده عروسک یایسشو بخره (بایس من چانی بود،بایس شقایق بکی)
ما بازیو شروع کردیم که تقریبا اخراش بود که یهو مامانم از ایران باهام تماس گرفت و شقایق بازیو برد و من باید ی عروسک از بکی براش میگرفتم
با مامانم حرف زدم
+سلام
_سلام مامان خوبی؟
+مرسی تو خوبی؟
_مرسی منم خوبم
+شقایق خوبه؟
_اره اونم خوبه سلام میرسونه
+خوش میگذره؟
_ارههه خیلییی
+چیکار میکنید؟
_بازی،که باختم😂 😂
+اشکال نداره؛خبب دیگه مزاحم نمیشم خدافظ
+باشه مامان خدافظ
و بعد که گوشیو قطع کردم منم تلافی کردم و به شقایق زدم.
شب شد و منو شقایق تصمیم گرفتیم بریم بیرون بگردیم.
من همیشه دوست داشتم برم لوت جهانی بزرگترین شهربازی کره ست
منو شقایق حاضر شدیم و با یه تاکسی رفتیم اونجا، بلیت گرفتیم
و و نمیدونستیم چیو اول سوار بشیم،از بالن شروع کردیم و بعدش بشقاب پرنده و... کلی خوراکی خوردیم و....

بعد کلی بازی و خوش گذرونی ساعت 12شب بود که ی فیلم ترسناک خریدیم و برگشتیم خونه و چراغارو خاموش کردیم و نشستیم فیلمو نگاه کردیم، خیلی حال داد
فیلممون کخ تموم شد میخواستیم بخوابیم تا استراحت کنیم و برای کنسرت فردا اماده بشیم که شاید بلیت گیرمون بیاد...
#exo
#fake
دیدگاه ها (۴)

قسمت 3 By your sideساعت 11صبح بود از خواب بیدار شدم و شقایق ...

قسمت4By your sideکنار پنجره نشسته بودم و به قطره های بارون ک...

قسمت 1By your sideصبح ساعت 6 بود ساعتم زنگ خورد و از خواب بل...

Name fake:By your side By:xraziii_exo genre: Romance, dream ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part25براش از نقشم توضی دادم و غر زدناشو گذاش...

تو منو دوست داری؟پارت ۳۱موقعیت: شنبه ( تعطیل )ویو دامیانداشت...

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

سلااام

Enemys Embrsce [ part ۱۵ ]

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٢از بابام خداحافظی کردم سوار هواپیما ...

زندگی جدید p2ویو انیا پاشدم رفتم حمام اومدم و مو هامو خوشک ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط