{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزیـ میـای می بینیــ

روزیـ میـای می بینیــ

نه دیگــه از منـ رنگیـ مونــده نه چیــــزی مونــده ....

فقط یه تیــکـه

خاکـ ــ و یه سنگـــ ـ گرانیت .....جوانــی نــاکام....
دیدگاه ها (۱)

گاهے بايد رفـت ... !بايد رفـت تا بعضـے چيزها بماند !اگر نروے...

واسِه مَــــن ميـــــــسازي✘ ﴿حاشـــــيه﴾✘…؟؟ツهِــــه…!ツتو ك...

. ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﻡ :!!!!! . √...

✘بـآ هَـم مـهـربـوלּ بـآشـیـב . . . ✘آבمــآ زوב مـے میــرלּ ...

برادر ناتنی

پارت چهل‌وهشتم | میان درخت‌هاپارک لاراهنوز چند دقیقه از پیشن...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۱ روز سوم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز ...

اول بالایی رو بخونیدᴘᴀʀᴛ ۱۱ | یه سؤال عجیبچند دقیقه بعد...آر...

پارت ۴۷ | نزدیک‌تر از قبلبعد از حرف‌های تهیونگ، چند روزی گذش...

پارت چهل‌ونهم | صدایی در تاریکیپارک لاراچند دقیقه‌ای بود که ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت چــهــل‌و‌یــکــم 𓆪 🖤🥀مرد چند قدم عقب رفت.بر...

پارت بیست‌و یکم | اجازه؟ فلش‌بکپارک لاراوقتی من و میچا به خو...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط