اهوی من
اهوی من
پارت ۷۱
(اهو)
بی قراری میکردم همش راه میرفتم استرس داشتم خبری از هیچکدمشون نبود داشتم ناخون هامو میخوردم ک صدای ماشین اراد شنیدم بدو بدو رفتم بیرون
اهو:اراد کو انا
اراد:پیداش نکردیم نگران نباش صبح دنبالش میگردیم الان شبه
اهو:بدون بچه پا تون تویی خونه نزارید(باگریه)
اراد میاد اهو رو بغل میکنه و سعی میکنه ک ارومش کنه
یکی به گوشی پارسا زنگ میزنه و پارسا جواب میده
پارسا:بله
ارمان:منم ارمان انا دست منه اگه بچه رو زنده میخواین اهو رو بفرستین به ادرس ک من میگم و اگه ارکان هم زنده میخوایین اراد بفرستین گوشی رو قطع کرد
اراد:کی بود پارسا؟
پارسا:ارمان گفت انا دست منه اگه زنده میخواین اهو رو بفرستین ارکان هم پیش مایی اراد بفرستین
اهو:برم لباس تنم کنم بریم من طاقت ندارم
پارسا:اهو این دوتا چاقو شاید لازمت بشه
اهو:بابایی عاشقتم
پارسا:من بیشتر مامانت همیشه مراقبته برو
با اراد سوار ماشین شدیم به ادرس ک فرستاده بود رفتیم یک خونه متروکه وسط ناکجا امد بود بیرون از روستایی مترسک بود از ماشین پیاده شدیم به سمت در رفتیم ک در خودشون باز کردن بیرونش خونه متروکه بود داخلش مثل قصر بود کلی اتاق بود ارمان از یکی از اتاق ها امد بیرون
ارمان:سلام خوش امدین بیاین دنبالم
رفتیم دنبال ارمان یک اتاق پر از عکس فیلم شبیه جای بود ک تو زیرزمین دیده بودم
اهو:کو دخترم؟
ارمان:اوندخترته؟
اهو:اره دختر منو اراد مشکلی؟
پارت ۷۱
(اهو)
بی قراری میکردم همش راه میرفتم استرس داشتم خبری از هیچکدمشون نبود داشتم ناخون هامو میخوردم ک صدای ماشین اراد شنیدم بدو بدو رفتم بیرون
اهو:اراد کو انا
اراد:پیداش نکردیم نگران نباش صبح دنبالش میگردیم الان شبه
اهو:بدون بچه پا تون تویی خونه نزارید(باگریه)
اراد میاد اهو رو بغل میکنه و سعی میکنه ک ارومش کنه
یکی به گوشی پارسا زنگ میزنه و پارسا جواب میده
پارسا:بله
ارمان:منم ارمان انا دست منه اگه بچه رو زنده میخواین اهو رو بفرستین به ادرس ک من میگم و اگه ارکان هم زنده میخوایین اراد بفرستین گوشی رو قطع کرد
اراد:کی بود پارسا؟
پارسا:ارمان گفت انا دست منه اگه زنده میخواین اهو رو بفرستین ارکان هم پیش مایی اراد بفرستین
اهو:برم لباس تنم کنم بریم من طاقت ندارم
پارسا:اهو این دوتا چاقو شاید لازمت بشه
اهو:بابایی عاشقتم
پارسا:من بیشتر مامانت همیشه مراقبته برو
با اراد سوار ماشین شدیم به ادرس ک فرستاده بود رفتیم یک خونه متروکه وسط ناکجا امد بود بیرون از روستایی مترسک بود از ماشین پیاده شدیم به سمت در رفتیم ک در خودشون باز کردن بیرونش خونه متروکه بود داخلش مثل قصر بود کلی اتاق بود ارمان از یکی از اتاق ها امد بیرون
ارمان:سلام خوش امدین بیاین دنبالم
رفتیم دنبال ارمان یک اتاق پر از عکس فیلم شبیه جای بود ک تو زیرزمین دیده بودم
اهو:کو دخترم؟
ارمان:اوندخترته؟
اهو:اره دختر منو اراد مشکلی؟
- ۶.۴k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط