{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوچ باید کرد...

کوچ باید کرد...
سویِ آنجا که هوا رنگِ حقیقت دارد!
آسمان شعر به گوشِ همگان
می‌خواند...
همه گل ها به صدای نفسِ عشق
شکوفا شده اند...
وَ جهان پُر شده از عطر و دعا!
کوچ باید کرد...
به همانجا که "سکوت"
زینتِ دنیا باشد...!
و هر آن کس که دلش میگیرد
گرم باشد دل و جانش
به امیدِ گذرِ هستیِ "تو"!
کوچ باید کرد...
دیدگاه ها (۳)

موی خیست شعر می بافد، نگاهت داستان عقل می گوید فدای این شوم ...

ســـن یاریمین قاصدی سـن ایلش ســنه چــــای دئمیشم خـــیالی...

آدمها را بدون اینکه به وجودشان نیاز داشته باشی دوست بدار.......

ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی منچه خوبه با تو رفتن رفتن همیش...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 2سه روز گذشته بود.سه روز...

پارت ۲۹صدایِ تیک‌تیک ساعتِ دیواری، توی گوش‌های رزا مثل ضربه‌...

نام: قرارداد نفرتPart:³¹بعد از ناهار، همه هنوز توی سالن نشست...

when silence became a scream p29

پارت ۳۰ (فعلا با همین پیش بریم ببینیم اون دوتای دیگه رو چیکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط