{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت [8]
یهو همون دوتا پسرا که میخواستن ا/تو اذیت کنن اومدن تویه گردن تهیونگ بیهوش کننده زدن و تهیونگم بیهوش شد بردنش تویه عمارت.
دختره:ببرینش تویه اتاق دستاشو ببندید
دوتا پسرا:چشم
ویو ا/ت:اون تهیونگه اون دختره کیه....گفتم که تیهونگم مثه اونه‌.....
(بعد یهو دید که تهیونگو بیهوش کردن)
هااا چرا تهیونگو بیهوش کردن
[از دید راوی]
ا/ت لباساشو عوض کرد رفت بیرون زنگ عمارتو زد نگهبان اومد....
نگهبان:سلام بفرمایین؟
ا/ت:سلام من میخواستم صاحب عمارتو ببینم
نگهبان:صاحب عمارت نیستن به من بگید
ا/ت:اون دختره که الان با سه تا پسر رفتن تو اونو میخوام ببینم
نگهبان:نه خانوم متاسفم نمی..... (تا خواست حرف بزنه اون دختره پرید وسط حرفش)
دختره:سلام چیشده نگهبان؟
نگهبان:خانوم این دختره اومده میگه میخواد شمارو ببینه
ا/ت:اومد جلو و گفت:سلام من ا/تم خونه یه روبه روییتون منم ببخشید میخواستم بدونم که اون پسری که بیهوشش کردین بردینش داخل کی بود؟
دختره:اوم باید بهتون جواب پس بدم؟
ا/ت:عصبی شد بعله باید جواب پس بدین
دختره:اوم اوکی بیا تو
ا/ت:تعجب کرد
دختره:بیا دیگه
(ا/ت رفت تو)
دختره:خب بشین
(ا/ت نشست )
دختره:خب با اون پسره نسبتی داری؟
ا/ت:بزار اول من بپرسم تو با اون پسره نسبتی داری؟
دختره: اوم قراره که دوست پسرم بشه
ا/ت:تاخواست حرف بزنه یهو صدایه تهیونگ اومد
تهیونگ:آهای عوضیا بیاین منو باز کنین

ا/ت:گروگانش گرفتی نه؟
دختره:از اینجا برو بیرون
ا/ت:تا آزادش نکنی نمیرممم
دختره:عِ خودم پرتت میکنم بیرون نگهبان بیااا
ا/ت:تفنگشو در میاره...

ادامه دارد
دیدگاه ها (۰)

پارت [9]ا/ت:(تفنگشو در میاره) اگر آزادش نکنی همینو تو سرت خا...

پارت10خلاصه تهیونگ ا/تو نجات میده بعد دست ا/تو میگیره بدو بد...

پارت [7]دختره:آم ببخشید آقاتهیونگ:بله؟دختره:من تنهام و خونمو...

پارت [6]تهیونگ توی دلش:وایی خدایااا چقدر کیوتها/ت:تهیونگ چرا...

خون آشام پنهان ۸

love Between the Tides⁵⁴شبتق تق تق ا/ت: کیه؟ پ: منم دخترم ا/...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط