و درد
و درد
که این بار پیش از زخم آمده بود
آنقدر در خانه ماند
که خواهرم شد
با چرک پرده ها
با چروک پیشانے دیوار کنار آمدیم
و تن دادیم
به تیک تاک عقربه هایے
که تکه تکه مان کردند
پس زندگے همین قدر بود ؟
انگشت اشاره اے به دوردست ؟
برفے که سال ها
بیاید و ننشیند ؟
و عمر
که هر شب از درے مخفے مےآید
با چاقویے کند
...
ماه
شاهد این تاریکے ست
و ماه
دهان زنے زیباست
که در چهارده شب
حرفش را کامل مے کند
در من صداے تبر می آید.
آه ,، انارهاے سیاه نخوردنے بر شاخه هاےکاج
وقتے
که چارفصل به دورم مے رقصیدند
رفتارتان چقدر شبیه ام بود
درمن فریادهاے درختیپے ست
خسته ازمیوه هاے تکرارے
من ماهی خسته از آبم
تن مے دهم به تو
تور عروسے غمگین
تن مے دهم
به علامت سوال بزرگے
که در دهانم گیر کرده است.
پس روزهایمان همین قدر بود؟
و زندگےآنقدر کوچک شد
تا در چاله اے
که بارها از آن پریده بودیم
افتادیم.
که این بار پیش از زخم آمده بود
آنقدر در خانه ماند
که خواهرم شد
با چرک پرده ها
با چروک پیشانے دیوار کنار آمدیم
و تن دادیم
به تیک تاک عقربه هایے
که تکه تکه مان کردند
پس زندگے همین قدر بود ؟
انگشت اشاره اے به دوردست ؟
برفے که سال ها
بیاید و ننشیند ؟
و عمر
که هر شب از درے مخفے مےآید
با چاقویے کند
...
ماه
شاهد این تاریکے ست
و ماه
دهان زنے زیباست
که در چهارده شب
حرفش را کامل مے کند
در من صداے تبر می آید.
آه ,، انارهاے سیاه نخوردنے بر شاخه هاےکاج
وقتے
که چارفصل به دورم مے رقصیدند
رفتارتان چقدر شبیه ام بود
درمن فریادهاے درختیپے ست
خسته ازمیوه هاے تکرارے
من ماهی خسته از آبم
تن مے دهم به تو
تور عروسے غمگین
تن مے دهم
به علامت سوال بزرگے
که در دهانم گیر کرده است.
پس روزهایمان همین قدر بود؟
و زندگےآنقدر کوچک شد
تا در چاله اے
که بارها از آن پریده بودیم
افتادیم.
- ۱.۵k
- ۲۷ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط