{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا خسته ام از زندگی کردن

خدایا خسته ام از زندگی کردن
توخود دانی که من با گریه دنیا را شروع کردم
بدون هیچ تقصیری به این دنیا نظر کردم
خدایا من به جرم دیگری اینجا سفر کردم
عذابم میدهی ایا؟
به جرم خوردن سیبی که آدم بر دهانش برد
مرا تبعید این دنیای پر نیرنگ میداری
خدایا، بار الهی جان من بستان
مرا از این عذاب زندگی کردن رهایم کن
در این دنیا که هر کس خنجری در دست میدارد
و آدمها به عهد بسته با معبود خود هر لحظه خسرانند
و هر آدم خودش اینجا به یک شیطان مثل باشد
مرا از این عذاب زندگی کردن رهایم کن
خداوندا چرا روز الستت روح خود بر پیکرم دادی
مرا مجبور بر بودن بر این هستی خود کردی
خدایا من جهانت را نمی خواهم
مرا از این جهنم وا رهانم من بهشتت هم نمی خواهم
خدایا من فقط یک چیز می خواهم
مرا از هست پوچم کن
دیدگاه ها (۳)

از "خواجه عبدالله انصاری" پرسیدند: خلوت حق کجاست؟خواجه گفت: ...

الهی! تا با تو آشنا شدم از خلایق جدا شدم، در جهان شیدا شدم، ...

دست تکان می هد آســـمانآغــــــوش میگشــــــــــــــــاید زم...

در مدرسه ی زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد بر...

.✨🌙امشب خواسته هایت را به خدا بسپارخدایا... دعاهای پنهان قلب...

عاشقانه های شبنم

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁵⁷" درمانگاه سئول "{...

★彡   Part 32 彡★ با سر درد چشم هام رو باز کردم.البته تیره و ت...

★彡   Part 42 彡★ تهیونگ همونطور که ریلکس از پله ها پایین میوم...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت سوم(فردا صبح)و...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط