{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش گاهی خدا از پشت ابرها می آمد

کاش گاهی خدا از پشت ابرها می آمد

گوشم رو محکم میگرفت و داد میزد :

آهای بگیر بشین !
این قدر غر نزن

همینی که هست
بعد یه چشمک میزد و آروم تو گوشم میگفت :
همه چی درست میشه …
@khodabamas
دیدگاه ها (۱)

روباه کوچولوی من پارت بیست و چهارم ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

سناریو

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط