{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واییییی یه روز خوب با آقای مهربونم^ _ ^

واییییی یه روز خوب با آقای مهربونم^ _ ^
رفتیم کنار همون درخته...خیلی خوش گذشت...
خخخخ یهو زد ب سرم بش گفتم باید بریم کنار درخت زندگیمون.دم غروب بود...آقایی هم ک نمیتونه به یکی یه دونش نه بگه منو برد:-P الهی من بفداش...جونم فدای چشای مهربونش:)
خیلیییییی دوست دارم عشقم:* :* :*
دیدگاه ها (۱۹)

اوچیها شیسویی

غیر ممکن

part ۷

#سناریوموضوع:(عضو نهمیم یه بالشت داریم که هرشب موقع خواب بغل...

KIM V

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕‌ 𝟕منم ن...

تو دنیای موازی پرنده‌ام! یه پرنده‌ی گرمسیری که همین روزا بای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط