{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………
خوابند همه خفته بیدار کسی نیست!!!

در خانه تاریکتر از زندگی من ………
جز سایه تنهائی و دیوار کسی نیست!!!

آن کس که به دنیای غزل بدرقه مان کرد…………
رفته است وبا رفتنش انگار کسی نیست!!!!

گر آمدن و رفتن او حادثه بوده است………
پس منتظر لحظه دیدار کسی نیست!!!

ما جزو غزلهای غریبانه خویشیم ………
ما را نفسی در پی تکرار کسی نیست!!!

هنگام سفر دست خداوند سپردیم………
جز او که در این کوچه و بازار کسی نیست!!!

رفتی و پس از رفتنت ای یار در این شهر………
انگار کسی هست وانگار کسی نیست!!!
دیدگاه ها (۱۹)

خواب بودم گونه ام را مار زد !پشت پلکم عنکبوتی تار زد !خواب د...

پاییز رفت و عشق در اقبال ما نبودآن حس و حال خوب، در احوال ما...

زمانه دوخت لبم را ب ریسمان سکوت ک عهد،عهد غم است و زمان،ز...

سوگند به آن حس غریبانه ی چشمت بی یاد تو هرگز سخن آغاز نکردم ...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست…خوابند همه خفته بیدار کسی ن...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در پشت غزلهای من ای یار کسی نیست………خوابند همه خفته بیدار کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط