{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق و جنایت

عشق و جنایت
part:¹⁴

یه ساعت از برگشتنم میگذره و دارم فک میکنم البته هیچ گذر زمانو نفهمیدم تا الان که یونگی پیام داد

(چتشون)
_سلام خوبی
+سلام ممنون تو خوبی
_مرسی خب کارت راه افتاد
+اره بابا تازه فهمیدم خیلی مشاور خوبیه
_میگم میشه فردا بعد از ظهر بریم کنار ساحل
+ام باشه مشکلی نداره ساعت چند؟
(یه دوس اینجوری دارم هروقت میگم بریم بیرون میگه ساعت چند )
_ساعت ۶ میام دنبالت
+باشه حتما اماده میشم
_خدافظ
+بای
(دیگه تموم شد)
ریدم تو این شانس باید به جین بزنگم
گرفتن شماره ی جین
+الو
=سلام چیشده یه ساعته از پیشم برگشتیا
+یونگی گفت فردا برین ساحل منم گفتم باشه الان چه کنم
=ببین هیچجوره نرو تو ورژن دیگت یکم فیلم بازی کن یسری سوال در این باره ازش کن ولی نفهمه ها
+اوکی
=مرتقب باش اگه بفهمه ضربه ی بدی میخوره
+باشه کاری نداری بای
نزاشتم حرفشو بزنه قطع کردم
هعی نمیونم باید چی کار کنم

(فلش بک به دو هفته ی اینده)
خب با سوالای درباره ی یه رمان که تازه میخونم و فهمیدم که گذشت میکنه و جلوی عشقو‌نمیگیره
در این باره اروم شدم ولی خب بازم من یه مافیام
دیدگاه ها (۱)

پارت سیزدهم ساحل یونگی و جیمین کنار ساحل نشسته بودن در حال ص...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

فردا صب ساعت ۶کوک ویو:صبح نوری که به چشمم میخورد بیدار شدمآی...

چند پارتی یونگی

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط