{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان آیدل من

رمان: آیدل من


( درخواستی)

پارت ۶

نقدر استرس داشتم که حتی نتونستم سلام
کنم
؟: تو عضو جدیدی ؟
ات: ب...بله
؟: اون یکی کو؟
جیهوپ: کدوم یکی ؟
؟: گفتن دوتا دختر وارد گروه شدن
نامجون: نه فقط اته
؟: فکر کنم اشتباه شنیدم
یک ساعت بعد
بعد از اینکه دهنمو سرویس کرد مربی دنس افتادم زمین کنارمم پسرا افتادن زمین
؟: برای امروز کافیه
همه: خداروشکرررر
شب
امروز بعد از رقص رفتیم برای کلاسهای دیگه که هر کدوم برای خودش سختی داشت و دهنمون سرویس شد
دیگه رفتیم خوابگاه
شوگا: ات میخوای بریم وسایلتو از خونتون بیاریم ؟
ات: خیلی دلم میخواد ولی ... نمیتونم 😊
شوگا: باشه هر وقت خواستی بگو بریم
ات: باشه
امشب برام تخت گذاشته بودن دقیقا بالا سر تخت جیهوپ بود و شوگا اولش کلی غر زد که چرا تخت گذاشتن من بغل خودش می‌خوابیدم
جیمین: پسرااا به اضافه ی تک دخترمون بیاین بازی کنیم
جیهوپ: من پایم
همه تک تک دور هم جمع شدیم
تهیونگ: چه بازی کنیم؟
جونگ‌کوک: جرعت حقیقت
شوگا: آخه ما کل زندگی همو میدونیم چه سوالایی بپرسیم
جونگ‌کوک: زندگی خودمونو آره ولی ات...
ات: اهاننن می‌خواین راجب من بدونین..خب بپرسین
جیمین: چرا از خونه فرار کردی ؟
ات: فرار که ..نه بیرونم کردن 😂
جیمین: خب چرا؟
ات: چون مامان و بابام میگفتن باید مثل ما دکتر بشی و خوانندگی یه چیز بیخوده
نامجون: تو الان پزشکی میخونی؟
ات: آره
نامجون: درست چطوره ؟
شوگا: همه امتحاناشو نمره ی کامل میاره
جین: خب نامجون دیگه دست از سرت بر نمی داره همش میاد ازت سوال می‌پرسه
نامجون: نه زیادم سوال ندارم باید برم سوال دربیارم 😂
ات: می‌خوام برم خونمون 😭😂
شوگا: ببینم می‌تونید دوست دخترمو فراری بدین از اینجا یا نه
جیهوپ: بریم سوال بعدی تا دوست دختر شوگا فرار نکرده
تهیونگ: اگه یه وقت شوگا ولت کنه چیکار می‌کنی ؟
شوگا: این چه سوالیه
ات: نمی‌دونم
تهیونگ: هم من و هم تو خوب می‌دونیم تو به هیچ جات نیست اگه شوگا ولت کنه
ات: چرت و پرت نگو
تهیونگ: چرت و پرت نیست حقیقته
جین: تهیونگ ( عصبی )
ات: هرجوری میخوای فکر کن حرفات زیاد برام مهم نیست
از زبون تهیونگ
از این دختره اصلا خوشم نمیومد قشنگ مهاومه با پول اومده تو گروه ما همه سختی کشیدیم معروف شدیم بعد این دختره همینطوری سرشو انداخته پایین اومده تو گروه
من هرکاری می‌کنم که این دختره از گروه بره
از زبون ات
واقعاً نمی‌دونم چرا تهیونگ اینجوری گفت
دیگه بحثو ادامه ندادیم و رفتیم سراغ ادامه ی سوالا
جیمین: چطوری با شوگا آشنا شدی؟
دیدگاه ها (۲۰)

رمان : آیدل من (در خواستی)پارت ۷ جیمین: چطوری با شوگا آشنا ش...

رمان: آیدل من ( در خواستی)پارت ۸صبح از خواب بیدار شدم که دید...

رمان : آیدل من ( درخواستی)پارت ۵ درو باز کدمو رفتم داخل ات: ...

رمان: ایدل من ( درخواستی)پارت ۴ات: نیس...شوگا: خودت خوب می‌د...

# سناریو وقتی عضو هشتمی و تهیونگ میزنه تو باسنت ( ای خدا) ن...

# سناریو وقتی عضو هشتمی و تهیونگ میزنه تو باسنت ( ای خدا) ن...

تک پارتی از شوگا ات : شوگا بیدار شو دیگه دیر می شه شوگا : یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط