داستان شدامی
داستان شدامی
پارت ۱ بخش دوم: تولد عشق
بعد شدو گفت درسته! من اومدم اینجا تا بگم که واقعا عاشق کیم من عاشق دختری با مو های صورتی و ..
که یه هویی دیدن اون کلوب یه اهنگ رمانتیک برای رقصیدن دختر ها و پسر ها گذاشته و فضایی روشن و با چراغ های بسیار شدو وامی هردو موضوع ان ن بجث از سرشان پریده بود که یه هویی شدو گفت افتخار میدین و بعد امی گفت با کمال میل و بعد اونا رقصیدن
و بعد یه هویی سیلور و بلیز وارد کلوب شدن اهنگ تموم شده بود و شدو و امی نشستن و و سیلور و بلیز اون دو تارو دیدن و گفتن شدو رسیدن بخیر بعد گفتن سلام امی بعد شدو که نمیتونست حرف دلشو بزنه.عصبانی شد و گفت بچه ها میشه برین منو امی با هم حرف خصوصی داریم
بعد امی گفت نه منم کار دارم شدو هرچی که لازم بودو گفت بشینین باهم حرف بزنین بعد گریه کنان رفت هوا بارونی بود. امی که گریان رفته بود بیرون یه هویی شدو بدو بدو دنبال امی کرد..
ادامه دارد........
پارت ۱ بخش دوم: تولد عشق
بعد شدو گفت درسته! من اومدم اینجا تا بگم که واقعا عاشق کیم من عاشق دختری با مو های صورتی و ..
که یه هویی دیدن اون کلوب یه اهنگ رمانتیک برای رقصیدن دختر ها و پسر ها گذاشته و فضایی روشن و با چراغ های بسیار شدو وامی هردو موضوع ان ن بجث از سرشان پریده بود که یه هویی شدو گفت افتخار میدین و بعد امی گفت با کمال میل و بعد اونا رقصیدن
و بعد یه هویی سیلور و بلیز وارد کلوب شدن اهنگ تموم شده بود و شدو و امی نشستن و و سیلور و بلیز اون دو تارو دیدن و گفتن شدو رسیدن بخیر بعد گفتن سلام امی بعد شدو که نمیتونست حرف دلشو بزنه.عصبانی شد و گفت بچه ها میشه برین منو امی با هم حرف خصوصی داریم
بعد امی گفت نه منم کار دارم شدو هرچی که لازم بودو گفت بشینین باهم حرف بزنین بعد گریه کنان رفت هوا بارونی بود. امی که گریان رفته بود بیرون یه هویی شدو بدو بدو دنبال امی کرد..
ادامه دارد........
- ۲.۰k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط