{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام روزگار… چه میکنی با نامردی مردمان… من هم … اگر بگذار

سلام روزگار… چه میکنی با نامردی مردمان… من هم … اگر بگذارند …
دارم خرده های دلم را… چسب میزنم… راستی این دل … دل می شود ؟
تمام تنم میلرزد.. از زخمهایی که خورده ام..!! من از دست رفته
ام...شکسـ ــ ـ ـته ام می فهمی؟؟ به انتهای بودنم رسیده ام
اما....! اشــــــک نمیریزم پنهان شده ام پشت لبخـــندی که درد
میــــکند وقتی دلم به درد میاد و کسی نیست به حرفهایم گوش کند،
وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته است، وقتی احساس می کنم
دردمند ترین انسان عالمم.. وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می
شوند... و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند. ..
وقتی تمام عالم را قفس می بینم... بی اختیار از کنار آنهایی که
دوسشان دارم.. بی تفاوت می گذرم..
لبخندم درد میکند...
دیدگاه ها (۶)

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

گاهی وقت‌ها بی‌آنکه بخواهم، شروع می‌کنم بلندبلند با بابام حر...

P : 25

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

🧁 پارت چهاردهم | اعترافی که در دل ماندبعد از آن روز شلوغ، چن...

فیک : بین راندها

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط