{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد

غمهای زمانه را فراموشم کرد

یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم

چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد
دیدگاه ها (۱)

شانس یکبار در خونه آدم رو میزنهولی بد شانسی دستش رو از رو زن...

همـچـون ساعـت شنی شــده امکــه نـفــس هـای آخـرش را مـیـزنـد...

چـــقـــدر دوست دارم با خیال راحتیک نفس عمیــــــق بکشم....ن...

Donyaye Varone...!!!

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

با دل تنگ من از تنگ شکر هیچ مگویچون ترا از دل من نیست خبر هی...

ندهد هيچ گلى عطـر خوش بوی تو رانفـروشم بــه جهـان پیـچشی از ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 126・⁠]⁠ᕗو اروم و پرعطش کنار ...

عاشقانه های شبنم

عروسک من😈🔞پارت ششم نیکولای ولکوف دختر ها تعظیم کردن و بعد رف...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:78بوسه هر لحظه حرارت بدنشان را افزایش میداد. دست...

حروم زاده ها کجایینننن؟کجاییننن گه بچه ی 7 ساله رو جوری پرپر...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط