{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲

پارت ۱۲

(هلیا)

بعد خوندن عقد حلقه دستم کردن و دست در دست متین رفتیم کنار ترنم و آرشام نشستیم . از خجالت سرم

تا یقه ام پایین بود . یکم که گذشت نفس و رادوین هم اومدن و ۶ تایی نشستیم و گپ زدیم ، ولی نفس و

متین هر دو شون بد جور تو فکر بودن ، تصمیم گرفتم اول از نفس بپرسم

من : نفس تو چته ؟

نفس : من ؟؟ مگه باید چیزیم باشه .؟

معلوم بود سعی داشت چهره خندون به خودش بگیره ولی انگار موفق نبود

من : اگه من بعد چندین سال ستی تو رو نشناسم نامردم بگو چته

نفس : هلی ممکنه بترسیا !!

من : نه خیر بیا بریم بالا

نفس : بذار حالا که به تو میگم به ترنم هم بگم

من : باشه بریم

بعد از این که به ترنم گفتیم رفتیم بالا و نفس شروع کرد به گفتن : بچه ها تروخدا نترسید ها

ترنم : دِ بگو جون به سرمون کردی

نفس: امروز از شدت خوشی هی میرفتم سر لباسم و هی نگاهش میکردم نمیدونم بار چندم بود که رفتم سرش

یهو دیدم تو سینه سمت چپش ، جایی که قلب هست خونی شده هر چی ام که می شستمش پاک نمیشد

آخر سرم از شدت حرص لباسو جر دادم ولی چون صبح بود تونستم یکی دیگه بگیرم

ترنم : مگه میشه

بد جور به یکی شک داشتم ولی اون مرده بود . یکم که گذشت حس کردیم یکی پشت سرمونه ، برگشتیم

تا پشت سرمون رو نگاه کنیم و حدس من درست بود ، همون خون آشام بود ، و یه قلب دستش بود و به نفس

نگاه می کرد ، بعدم یه پوزخند زد و رفت ...

و رفتنش باعث شد ما جیغ بکشیم ، چون تا زمانی که بود توی شوک بودیم ، یکم که گذشت آرشام و متین و

رادوین اومدن تو و گفتن : چی شده ؟ چرا جیغ میکشین ؟

هر سه به هم نگاه کردیم هیچ کدوم رنگ به رو نداشتیم

ترنم : اممم ... خب،... هی ...هیچی یه سوسک بود

آرشام : خب کوش بزار بیام بکشمش

ترنم : نه سوسکش بال دار بود از پنجره زد بیرون
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۳(نفس)ترس تو چشمای همه مون بیداد میکرد . رنگ هر سه مون...

پارت ۱۴(نفس)بعد این که با رادوین حرف زدم یکم سبک شدم ، خیلی ...

پارت ۱۱(متین)هنوز اون صحنه یادم نمیرفت . تو اتاقم بودم و داش...

پارت ۱۰(آرشام)بعد از این که درست وایساد یه نگاه بهش کردم ، ب...

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

dark love

آغوش عشق در کنار مافیا .میرا"به دکتر خیره شدم ، دستکش هاشو د...

part 4تا شب کلی دور زدیم و اهنگ پلی کردیم...رفتیم کافه و کلی...

وقتی خیانت کرد .پارت اول.

#ارباب‌سنگدل #پارت_2ویوی جونگ کوک : با بچه ها رفتیم به همون...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

p2☆فاجعه ای به نام ما☆ویو لونارفتم که اماده بشم اون دوتا اسک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط