{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو آت

ویو آت
چه شبی بشه امشببببب
+باشه
رفتم و رامیون درست کردم و کیمچی و گوشت خوک داشت میپوخت که رفتم سراغ کیک اول از همه فندق و ریز کردم و یه عالمه ازش ریختم بعد هم گردو ریختم و کیک و درست کردم
+ارباب حتما ازین سوپرایزم خوشش میاد (پوزخند)
هرچند که می‌دونم بعد این نمایش یه تنبیه حسابی در انتظارمه اما به قیافه جونگکوک موقعی که فندق و میخوره می ارزه
دو ساعت بعد
ویو آت
از خستگی حالم بد بود میز و چیدم و پسرا اومدن نشستن

یونگی رو با (ی.گ) نشون میدم
ی.گ:تو هم بیا بشین کوچولو
-لازم نکرده برو انبار
ی.گ: جئوننننن از صبح داره کار می‌کنه بزار بشینه
-هوف باشه... جیمینم داره میاد
+چی (ذوق پنهان)
که جیمین وارد عمارت شد نشستم رو صندلی
=سلام رفقا...آت تو هم که اینجایی
+میتونم برم اگه راحت نیستی
-برو
=نه اتفاقا خوشحال میشم
هوف دلم نمی‌خواست بشینم ولی باید قیافه جونگکوک و می‌دیدم
-وای به حالته اگه بد شده باشع
بهش چشم غره رفتم که جیمین گفت
=ظاهرش که خوشمزست
جین: ظاهر جونگکوک هم خیلی کیوت و خرگوشیه اما باطنش سگه
-هیونگگگ مجبوری از من مایه بزاری از آت بزار قیافش مظلومع ولی در واقعیت یه سلیطه هرزست
+من هرزه نیستم
-چرا هستی
جئون امشب این حرفت برات بد تموم میشه،...اونی که از همشون جدی تر بود با عصبانیت گفت

نامجون‌ و با ن.م نشون میدم

ن.م:بسه دیگه پسرا شورشو در اوردین جونگکوک تو هم بس کن...شروع کنید

غذا رو خوردن جونگکوک که به نظر راضی میومد
-وقت دسره (نیشخند)
جین:آخ جون کیک شکلاتییی
+(پوزخند)



دوستانی که برام کامنت میزارید

عالی و بعدی و اصلا راجب فیک چیزی نمیگید...باید بگم...از لجم بخاطر شما فیک نمیزارم 😗 تا شما باشید برام کامنت درست حسابی بزارید🥸🙏🏻
دیدگاه ها (۲۷)

گوزوی عن (Raha) حالا دیگه پرو نشو برو بمیر اسکل ایششش دختره ...

جوابی نشنیدم همه پری ها زخمی و بی جون بودن از کنار قفس ها رد...

§توروخدا بزارید من برم لطفاجونگکوک صداشو گرفت-پس قرارع دختر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط