{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز از پسِ یک اتفاق ...

یک روز از پسِ یک اتفاق ...

بزرگ می شوی ...

روز اول حالت سنگین می شود ...

گیج می شوی ...

هرلحظه گمان می کنی ....

دنیا خراب می شود وسط سرت ...

و تمام روز دوم چشمهایت تب می کند ....

می سوزد ...

ولی حالت دیگر به سنگینیِ دیروز نیست ...

روز سوم ...

امان از روز سوم که وقتی به نیمه می رسد ...

خودت را برمی داری ...

می روی گوشه ای ...

و می باری و می باری و می باری ...

و بعد تمام ...

از پسِ تمام اشک هایت بزرگ می شوی ...

گاهی اتفاق ها درست می افتد ...

وسط خوش باوری هایت ....

گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ ...

باورهایِ ساده ی ما می سوزد ...

که زمین می زند ما را با همان باورها ...

و بعد کنارم آن می ایستد ...

دستش را دراز می کند ...

و ما را از دوباره شروع می کند ...

با یک زخم ...

که یادمان باشد گاهی ...

سادگی ، درماندگی می آورد ...

#عادل_دانتیسم
دیدگاه ها (۷)

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

#Repost amirreza_davodi منبع ——وُلتِر از نامدارترین فیلسوفان...

Between Rounds (بین راندها)

پروانه جان

نیکزاد افرسی نیا هرسین کرمانشاه معنای زندگی

پارت اول — جایی میان ماجونگ‌کوک همیشه فکر می‌کرد عشق یعنی پی...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

پارت اول — قبل از آن روزهیچ‌چیز قرار نبود آن روز تغییر کند.ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط