{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می توانستم از هفت روز هفته

کاش می توانستم از هفت روز هفته
نام پنج شنبه را بگذارم
"پنج شنبه دلبر"
آخر میدانی ....
پنج شنبه که می شود آهسته به آغوش باد میروم
و نگاهم دلتنگیش را مانند برگ های پاییز فرش میکرد بر روی پیاده رو
فرشی با رایحه عطر وجودت....
کسی چه میداند
شاید این پنج شنبه از این خیابان گذشتی...
دیدگاه ها (۶)

همـــه میتــونــن اسمــت رو صــدا کننامـــا …کـم هستـن کسـای...

بغضیها را هر چقدر بخوانی خسته نمی شوی،بعضیها را هر چقدر گوش ...

پنجشنبه ها دلمهواے حیاط مادر بزرگ راڪرده...جایی...ڪہ شادیهاے...

ﮔﺮﯾﻪ ﺍﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ..ﻭﻗﺘـﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ...ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ..ﻣﯿﻤﯿـــﺮﻡ..نا...

« نگاه ممنوعه »**Part 13 — What Comes After** یک هفته گذشت. ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط