نقش تو در خیال من، هست و جدا نمی شود

نقش تو در خیال من، هست و جدا نمی شود
دل که اسیر شد دگر، ساده رها نمی شود
باز تویی که آمدی واژه به شعر من دهی
دِین غزلسرایی ام بر تو ادا نمی شود
در دل من چه آتشی، عشق رخت به پا نمود
سوز و گداز عاشقان، هیچ دوا نمی شود
حبس ابد سزای من، چون که رها نمی شوم
سحر سیاه چشم تو، وای که وا نمی شود
کاش رسیم ما به هم، فاصله گم شود دمی
غرق دعا و حاجتم، حیف روا نمی شود...
دیدگاه ها (۶)

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

🌸❤نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده ر...

تقدیم به جانانم🫀🌹نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسی...

نقش تو در خیال من هست و جدا نمیشوددل که اسیر شد دگر ساده رها...

عاشقانه

چــرا تو ای شکسته دل، خدا خدا نــمی کنی؟خـــدای بـــی نیاز ر...

سنگدلا چرا دگر جور و جفا نمی کنی جور و جفا بکن اگر مهر و وفا...

تصنیف سنگ دلا از همایون شجریان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط