{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت1

ا.ت: مامان من امروز با جیمین قرار دارم
کاری نداری میخوام برم
م:نه عزیزم کاری ندارم برو
ا.ت: خب من رفتم
بوق بوق
ا.ت:جیمین اومد
م: برو به سلامت
ا.ت: سلام عزیزم
جیمین: سلام عزیزم خوبی
ا.ت: ممنون کجا میخوایم بریم الان
جیمین: بریم رستوران غذا بخوریم بعد بریم
گردش
ا.ت: باشه
جیمین: به مامانت چی گفتی
ا.ت: گفتم که باتو قرار دارم
جیمین: واقعا بهش راستشو گفتی
ا.ت: آره مگه مامان تو نمیدونه که ما باهمیم
جیمین:نه نمیدونه
ا.ت: چرا بهش نمیگی
جیمین:خوشش نمیاد که من دوست دختر داشته باشم
ا.ت:واقعا
جیمین: آره رسیدیم
پیاده شدیم
ا.ت: جای قشنگیه
جیمین: آره قشنگه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
غذامونو خوردیم
جیمین:الان بریم کجا
ا.ت: نمیدونم ولی دلم میخواد پیاده بریم
جیمین: باشه تا پیاده بریم
ا.ت: خب ماشینو کجا میزاری
جیمین: الان زنگ میزنم یکی بیاد ببرش
ا.ت: خب باشه

#جیمین
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

پارت2ماشینو اومدن بردن جیمین دستمو گرفت باهم کمی قدم زدیم ا....

پارت3جیمین: مامان جون اصلا احساس میکنم کسیاونجا نیست که حتی ...

سلام سلام حالتون چطوره فیک کوک هم که دو فصل بود تموم شد خب خ...

پارت39فصل2(پارت آخر) ا.ت: ناراحتی که جینا مردکوک: نه اتفاقا ...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

مثلث عشق۲

love Between the Tides⁶⁰یونا: نه باهامون بیا تهیونگ: آره بیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط