p11

در دستشویی رو باز کردم که

جیمین: صبح بخیر(حواسش نیست ک داره دستشویی میکنه😂)
ات: ام صبح بخیر(اینم مثل گاو اصلا حواسش نیست)
جیمین و ات سریع به خودشون میان
ات: جیغغغغغغغغغغ ت تو اینجا چیکار میکنی
جیمین: اییییی آبروم رفت بروبیرون سریعععع
ات: اینجا تاق منه تو باید بری بیرون
جیمین: انگار خیلی دلت میخواد منو دید بزنی نه(با خنده)
ات: چییییییی؟؟؟
من رفتم اصلا
ویو ات
عررررررر من چه گوهی بخورم وای من چی دیدم وااااای بدبخت شدممم چه بزرگ بود دیکش وااا من چی میگم واسه خودم اه
جیمین ویو
ات از دستشویی رفت چه کیوت خجالت میکشه خب بالاخره منو میدید حالا هم دید هرچه زود تر بهتر
از دستشوی امدم بیرون
جیمین: خب بیا بریم دستشویی ییعنی صبحونه بخوریم(بچم گیج شده)
ات: ب.. اشه
رفتن صبحونه خوردن اینجور چیزا
ویو شب ساعت3

جیمین: این کیه کی این وقت شب به گوشیم زنگ زده
گو شی رو جواب داد
یونجون: سلام جیمین خوبی؟
جیمین: الان چه وقت زنگ زدنه سلام
یونجون: نکشتمت که میخواستم خوبی کنم ویه خبری بهت بدم
جیمین: خب چیه حالا
یونجون: ما فردا جشن میگیریم با دوست دخترت بیا
جیمین: منظورت ات هست؟
یونجون: نه پس من
جیمین: نمکدون خب تو دوست دختر نداری؟
یونجون: اه خوب شد یادم انداختی به ات بگو دوستی چیزی داره برای ما برای مهمونی برای یونگی تهیونگم پیدا کناااا
ادامه دارد....
حمایت کنین🥺♥
دیدگاه ها (۱)

p12

p13

p10

p9

تک پارتی از جیمین وقتی آیدلید و اون عاشقته 🫠🦋سلام من لی اتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط