{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه چند دقیقه مانده بود به آمدنش

همیشه چند دقیقه مانده بود به آمدنش
خودم را غرقِ ادکلن میکردم
دستهایم را از همه جا بیشتر...
میدانید،
دستها حکایت دیگری دارد
بویِ عطر میرود به خوردِ موهایش!
میماند سالهای سال...
پریشان می شود اگر
بویِ دیگری به خودش بگیرند
#علی_قاضی_نظام

@Official_JaNaN
دیدگاه ها (۹)

#جانان

#دختر باس فیتنس کار باشه❤❤کسی حریف ما دخترا نمیشهدختراااا😘❤❤...

با تو بودن آرزویی تا ابد شاید محال،خوش بحالِ هر کسی دلتنگ و ...

زنی که در چشمانش تصویر مبهم عشقثبت شده ٬حتما در سینه اش شمعی...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۵۳✦....

بیرون باران بی‌امان به شیشه می‌کوبهاو بدون هیچ گونه پلک زد...

My professor Chapter:2Part:2همون جعبه ای که شب تولدش بهش هدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط