{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همیشه چند دقیقه مانده بود به آمدنش

همیشه چند دقیقه مانده بود به آمدنش
خودم را غرقِ ادکلن میکردم
دستهایم را از همه جا بیشتر...
میدانید،
دستها حکایت دیگری دارد
بویِ عطر میرود به خوردِ موهایش!
میماند سالهای سال...
پریشان می شود اگر
بویِ دیگری به خودش بگیرند
#علی_قاضی_نظام

@Official_JaNaN
دیدگاه ها (۹)

دید پنهان انفجار اشکار

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۳۷دو روز بعد...در این...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 145✦...................

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

🧁 پارت هفتم | یک خرابکاریِ شیرینصبح دوشنبه، قنادی Sweet Drea...

#درخواستی#انعکاس_خشم#پارت¹قطرات درشت باران پاییز با ضرب‌آهنگ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت دهم: پادشاهانِ پیتزایِ سوخته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط