{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمد

درد ِعشقی کشیده ام که فقط ، هر که باشد دچار می فهمد

مرد ، معنای غصّه را وقتی ، باخت پای قمار می فهمد

 

بودی و رفتی و دلیلش را ، از سکوتت نشد که کشف کنم

شرح ِ تنهایی مرا امروز ، مادری داغدار می فهمد

 

دودمانم به باد رفت امّا ، هیچ کس جز خودم مقصّرنیست

مثل یک ایستگاه ِمتروکم ، حسرتم را قطار می فهمد

 

خواستی باتمامِ بدبختی ، روی دستِ زمانه باد کُنم  

درد آوارگیِ هر شب را ، مُرده ی بی مزار می فهمد

 

هر قدم دورتر شدی از من ، ده قدم دورتر شدم از او

علّت شکّ سجده هایم را ، « مهُرِرکعت شمار» می فهمد !

 

قبلِ رفتن نخواستی حتّی ، یک دقیقه رفیقِ من باشی

ارزش یک دقیقه را تنها ، مُجرمِ پای دار می فهمد

 

شهر ، بعد از تو در نگاهِ من ، با جهنّم برابری می کرد

غربتِ آخرین قرارم را ، آدم ِ بی قرار می فهمد

 

انتظارِمن ازتوانِ تو ، بیشتر بود ، چون که قلبم گفت :

بس کن آخر ! مگرکسی که نیست ، چیزی ازانتظارمی فهمد ؟
دیدگاه ها (۱)

میبینی ام؟!،من بیش از اینها بیقرارممن بیش از اینها بغض دل در...

بگیر اما بدان فالت نخواهد داد تغییرمقشنگست آنچه حافظ گفته، ا...

لعنت به من وُ عشق تو وُ وعده ی ""ما""یتلعنت به من ِ بی شرف ِ...

عاشقش بودم ولی هرگز مرا یاری نکرددر نبرد با رقیب از من هوادا...

بازی خطرناکپارت : ۲۵ شعله‌های آتش هنوز از ساختمان متروکه زبا...

اسم: زیر یک اسمان قسمت ۶: طوفان نیمه‌شبنیمه‌های شب، صدای رعد...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 131✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط