{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درست است که سیاهست اما

درست است که سیاهست اما
به گمانم برق میزند...
چادرت را می گویم بانو
آخر نگاه کن
هرکس ازکنارت رد میشود چشمانش ناخودآگاه به زمین می افتد...
میدانی چرا؟
برق چادرت چشمانشان را میزند
انگار تاب دیدن ندارند!...
خوش به حالت بانو عجب سپری داری تو...
دیدگاه ها (۱)

نیشخندی زدوگفتمگراین معشوقهدلبری میداند؟مگر این چادری عهد قج...

اصلا بگو تمام واژه هارا به کار گیرند..اگر توانستند یک سطر بن...

همیشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم از خانم ها میگیم ...از چا...

بعد از رفتن تو،دیگر حتی عاشقانه هایم رنگ و بوی تنهایی به خود...

.گمان میکنم ‌تُـــــو...!باید یکی از شاهرگ هایم باشیکه دوست ...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

⛔️🔴علائمی که نشان دهنده آن است که فرد دچار مشکلات متافیزیکی ...

***ابریشم نیمه شب***### پارت ۱۴: فروریختن در سکوتتنشِ میان آ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

پارت:3 (بخش1) **زاویه دید: هیزل*ریه‌هایم مثل یک موتورِ ازکار...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❸از زبان ن.ر ::: ...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط