{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد ا

تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی!گفت: چیکار میکنی؟گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟دوباره گفت :میتونم الان بیام اونجا؟... ... ... عصبانی شدم گفتم:نه مگه من ازوناشمیهو دیدم داره میگه:"من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده .من :l
مخاطب یارو :o
پشمک فروش پارک:\
 دوباره خودم آفتابه هم که بنده خدا غش کرد:|
دیدگاه ها (۱۴)

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت3ات:نزار دوب...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

ترکم نکن

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸ات: ببین یا قبول میکنی به من کمک کنی یا سرنوشت عین باد...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

(باکوگو دوستت دارم)پارت۷ پارت آخر از زبان باکوگو:من تا نامه ...

P9 .MY GOOD MISTAKE.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط