تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد ا
تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه..... بعد از 10 ثانیه گفت : سلام چطوری؟منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی!گفت: چیکار میکنی؟گفتم:آدم اینجا چیکار میکنه؟!؟دوباره گفت :میتونم الان بیام اونجا؟... ... ... عصبانی شدم گفتم:نه مگه من ازوناشمیهو دیدم داره میگه:"من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده .من :l
مخاطب یارو :o
پشمک فروش پارک:\
دوباره خودم آفتابه هم که بنده خدا غش کرد:|
مخاطب یارو :o
پشمک فروش پارک:\
دوباره خودم آفتابه هم که بنده خدا غش کرد:|
- ۱.۶k
- ۱۶ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط