{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی پدرت بود part

وقتی پدرت بود part:5
لونا:
_خب آقای کیم حتما از وضع نمرات پایان ترم رزا خبر دارید و دیدید چه نمرات بدی آورده.
مدیر لبخند پت و پهنی زد و ادامه داد: اما من یه خبر خوب براتون دارم. خوب خبر دارین که یکی از قوانین این دبیرستان اینه که قبل از امتحانات پایان ترم کدی به دانش آموزا داده میشه که به جای اسمشون داخل برگه مینویسن. ظاهرا برگه ی رزا با برگه یکی از بچه ها که تفاوت کدش با رزا فقط توی دو شماره بوده قاطی شده و ما اشتباهی نمره های اون دانش آموز رو تو کارنامه رزا ثبت کردیم و به محض اینکه متوجه شدیم کارنامه جدیدی برای رزا آماده کریم.
مدیر اینوگفت و از کشوی میزش برگه ای در آورد که ظاهرا کارنامه رزا بود و اونو سمت تهیونگ دراز کرد....
تهیونگ:
خیلی آروم و با تعجب کارنامه رو از دست مدیر گرفتم و با استرس نگاش کردم.... خدایا! تو همه درسا نمره کامل رو گرفته بود! خیلی خوشحال شدم و از مدیر تشکر کردم. حالا باید میرفتم و از دل رزا در میاوردم. از مدرسه بیرون رفتم و سوار ماشین شدم و بین راه یه دسته گل رز هم واس رزا گرفتم. میدونستم باید کجا پیداش کنم(پرش زمانی به دم در کافه) همیشه میومد اینجا. کافه یونجو مکان موردعلاقش بود.از ماشین پیاده شدم و وارد کافه شدم.
رزا:
گارسون قهومو آورده بود و نصفشو خورده بودم و داشتم با گوشیم ور میرفتم.یهو یه نفر اومد و نشست رو صندلی روبروم. سرمو بالا کردم. اوه.... پدرم بود!
_سلام رزا.... حالت خوبه عزیزم؟
_آره.... حالم بهتر از این نمیشه!
دستامو کوبوندم رو میز و از سرجام بلند شدم و گفتم: الان اومدی اینجا که چی؟ اومدی بهم بگی وایی عزیزم منو ببخش و من متاسفم و از اینجور چیزا؟ نخیرم! آقای کیم قلب من خیلی وقته که از بین رفته اونم به لطف شما! حالا هم لطفا از اینجا برو.
_عامم.....ببین رزا.... من واقعا بابت حرفایی که زدم متاسفم ولی لطفا بیا بشین و حرفامو گوش کن.
کمی دلم نرم شد و آروم نشستم و به حرفاش گوش دادم...
تهیونگ:
کل ماجرا رو براش تعریف کردم و کارنامشو دادم بهش. وقتی کارنامه رو گرفت و نگاش کرد، دیدم که شونه هاش دارن میلرزن و داره آروم اشک میریزه. بغلش کردم و گفتم: فرشته کوچولوی من چرا داره گریه میکنه؟
_م... م... من هق متاسفم هق بابا!
_نه نه من متاسفم فرشته کوچولو!
پایان.
لطفا با نظرات محترمانتون منو خوشحال کنید💖
دیدگاه ها (۰)

وقتی پدرت بود. part: 4رزا: درسته که من امتاحانای پایان ...

وقتی پدرت بود. part: 3تهیونگ: جینا نگاه مهربونی به من...

وقتی پدرت بود. part: 1لونا: _کیم رزا! این چه نمره ایه؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط