{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔸

🔸
پنج سالم بود
خواهرم مرا در کمد انداخت و در را قفل کرد
به او فحش دادم
و با خود فکر کردم:
او بی رحم ترین خواهر دنیاست
در تاریکی گریه کردم
بیهوش شدم
به هوش آمدم
سربازان خواهرم را کشته بودند!

#احسان_افشاری
دیدگاه ها (۱)

ددی خون آشام من

وقتی بچه دارین ولی . . . کوک از حموم اومد با دیدن من آبرویی ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.16ا.ت:باید بهش فکر کنم کوک.....تو ...

چند پارتی

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

لبخند قاتلپارت³¹ویو سلینهمه جا تاریک شده بود.فقط نور کم‌رنگی...

پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط