{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند

لعنت به ساعتهایی که جلو نمیروند
خواب می مانند
کار نمی کنند
کوک نمی شوند
عقب می مانند
و از رفتن خسته میشوند
این بلاها از وقتی به سر ادم میاد
که منتظر کسی باشی که
دوسش داری...
دیدگاه ها (۱)

ﺳﮑﻮﺕ ﺷﺐ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡﭼﻮﻥ ﻫﻤﻬﻤﻪ ﯼ ﺩﺭﻭﻍ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﻨﺶ ﻧﺪﺍﺭﺩﺳﯿﺎﻩ ﺍﺳﺖ ...

ﮔﺮﯾﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﻣﺸﺮﻭﺑ اﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﺧﻢ ﻫﺎﯼ ﺳﻄﺤﯽ ﺳﺖ... ﻭﮔﺮ...

نترس ازهجوم حضورم... چیزی جزتنهایی بامن نیست

بدترین قسمت زندگی زمانیست که نه حق خواستن داری ونه توان فرام...

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

عاشقانه های شبنم

🖤 پارت ۴۲ | «حریف»در انتهای سالن باز شد.پدر لانا وارد شد.این...

پارت پنجمیسو: خانم لیننامجوک: خانم لین داداشش تهجون مردهکوک:...

پارت ۳ویو ات:اتاق سرد بود و بوی نم می‌داد. دیگه از اون سقفِ ...

سناریو جونگکوک

سناریو(درخواستی):وقتی داری موهای دخترتون و می‌بندی :نامجون :...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط