{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تب چشمات یبار دیگه شکستم داد, تو دلم زازله راه افتاد

تب چشمات یبار دیگه شکستم داد, تو دلم زازله راه افتاد

بخدا بدکاری دستم داد

 یبار دیگه شکستم داد

 تب چشمات تب چشمات

 منو سوزوندو زمینم زد

 شایدم زندگی چشمم زد,چه بلایی سر من اومد

امان از چشمای خوشحالت

 منو ول نکن تو این حالتم ,آخه من فقط باتو راحتم

دیگه آب از سر من رد شده تو که مهربون بودی چرا اون چشا باهام بد شده

 تو نفس نفس هوای منی تو رو این زمین خدای منی

 واسه من مهمه آرامشش ولی تو دلت میخواد دل بیقرارمو بشکنی

تب چشمات,مث آفتاب تابستونه,داره چشمامو میسوزونه

 یچیزی توی نگاهاته باهمه فرق داره دیوونه

تب چشمات تب چشمات یجوری داغه که تب کردم

 نمیتونم دیگه برگردم

 تو یه چیز دیگه ای واسم

 باهمه غیر خودت سردم

 منو ول نکن تو این حالتم ,آخه من فقط باتو راحتم

دیگه آب از سر من رد شده تو که مهربون بودی چرا اون چشا باهام بد شده

 تو نفس نفس هوای منی تو رو این زمین خدای منی

 واسه من مهمه آرامشش ولی تو دلت میخواد دل بیقرارمو بشکنی
دیدگاه ها (۸۳)

our mistake (part 7)

professor Riddle p59

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

پدرخواندهp⁴"ساعت ۱۱ شب"جونگکوک توی اتاق نشیمن قدم می‌زد و هر...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

۸۵ ل و ۱۰۰ ک و ۳۰ نشر و ۶ فالوpart : 44chapter : 2با مشت به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط