انتخاب من

پارت هشتم
[ذهن ا.ت =چیی الان گفت باهام برقص؟]
ا.ت ویو
نه همراهیش میکردم و نه پسش میزدم همین جوری تو فکر بودم که حرف های یوری یادم اومد

یوری ویو
داشتم با هان حرف میزدم تو حال خودم بودم ولی وقتی که رقصیدن جونگکوک و ا.ت رو دیدم خون جلوی چشمامو گرفت

ا.ت ویو
نمیدونم از کجا فهمیده بود که بورام اینجاس ولی با صدای پدر بورام نگاهمو با جونگکوک شکستم و به در خروجی دادم
ب.ب=بورااام بورااام کجایی که امشب مردی بورام رو با شدت گرفت و برد
"فردا صبح"
اماده شده بودم میخواستم برم خونه بورام تا باهم بریم ولی با سوهو مواجه شدم
سوهو=سلام کجا میری؟
ا.ت=سلام میرم خونه بورام قرار بود با بورام بریم مدرسه
سوهو نفسشو کلافه بیرون داد گفت
سوهو=پدرش بورام رو از مدرسه برداشت دیگه اونجا نمیاد
ا.ت=چیی(بلند)

بورام ویو
تا صبح گریه کرده بودم که چشام کبود شده بود تنها حق تحصیلم رو هم از دست داده بودم پدرو گفت که باید تو خیاطی کار کنم و محل کارم دیگه اونجاس صبح ها اماده میشم و بجای رفتن به مدرسه و درس خوندن تو خیاطی کار میکنم

ا.ت و سوهو باهم به مدرسه رسیدن ا.ت میدونست که امروزو دوراز بلا نمیگذرونه چون یوری در انتظار ا.ت نشسته بود

ا.ت ویو
سوهو رف پیش بینا الان دقت کردم زوج خیلی خوبین تو افکار خودم بودم تا یه دختر باهام برخورد کرد و قهوه تو دستش روم ریخت ازم معذرت خواهی کرد و رفت منم رفتم رختکن که لباسامو عوض کنم که یکی موهامو از پشت گرفت اره درسته یوری و گروهش بودن داشتیم چشم تو چشم هم نگاه میکردیم که یوری شروع کرد به غر زدن
دیدگاه ها (۰)

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

انتخاب من

khianat duroqin .. Part20و یه بوسه روی لپ کوک میزاره و کوک ه...

part16فلش بک به چهار سال پیش=>..:ا/ت و خیلی دوسش دارم میخوام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط