{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم

من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم، اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می بردم. آن کس که تصور میکرد که من از او نفرت دارم چون می دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می گویم غرق در شگفتی می شد و نمی توانست باور کند. در این حال، بر حسب خلق و خوی خودش، یا بزرگواریم را تحسین و یا بی غیرتی ام را تحقیر می کرد، بی آنکه فکر کند که انگیزه من ساده تر از اینها بوده است، من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم!!!

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

از خودتان انسانیت به یادگار بگذارید نه انسان؛تولید مثل را هر...

برای اینکه آدم کسی را " عاشقانه " دوست داشته باشد، باید سخت ...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

part29

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط