عشق مافیایی
عشق مافیایی
Part 13
ات : میشه بشینم اینجا
جیمین: چرا
ات: چون حوصله ام سر رفته
جیمین : مگه اینجا شهربازی هست حوصله ات سر نره
ات: میخوایی منو از اتاق بیرون کنی
جیمین : من همچنین حرفی نزدم
ات باشه پس میمونم
ویو جیمین
برگه ها رو برداشتم داشتم میخوندم ولی این نمیذاشت وقتی اینطوری کنارم نشسته نمیتونم رو کارام تمرکز کنم آخه این چی داره که من بهش اینطوری وابسته شدم مثل زن های دیگه اس سعی کردم رو کارام تمرکز کنم ولی داشت کیوت بازی در میاورد سعی کردم بهش نگاه نکنم ولی نتونستم
ات : حوصلم سر رفته
جیمین : برو با سگ های عمارت بازی کن
ات : خنده دار نبود
جیمین : چیه خب
ات : میخوایی منو به کشتن بدی
جیمین: چیکار کنم پس بگم بیا با من بازی کن
ات: جیمینی ( کیوت )
جیمین: بگو
ات: میشه موهاتو ببندم
جیمین: شوخی خوبی نبود
ات : نه من راست میگم
جیمین: نمیشه
ات: ترو خدا بزار ببندم جیمینی ( کیوت و با نگاه های مظلوم)
جیمین: اینطوری نگام نکن نمیزارم
ات: جیمینی ( کیوت و با نگاه های مظلوم)
جیمین : اوففف باشه برو بیار ببند
ات : باش وایسا برم زود میام
از اتاق خارج شد رفت با خودم خندیدم درو باز کرد با کش و شونه اومد داخل اومد نشست روی میز موهامو آروم آروم شونه کرد بعد با کش ها دو تا خرگوشی بست آینه رو داد دستم
ات: ببین چه کیوت شدی
جیمین: من کیوت نیستم
ات : هستی
جیمین: نیستم
ات : هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی
جیمین: باشه باشه
ات : آفرین
جیمین: خیلی لجبازی
ات : گشنمه
بلند شدم دستمو گذاشتم کناره ی میز
جیمین: و دقیقاً چه میخوایی
ات : غذا
جیمین: چه نوع غذایی
ات: خیلی منحرفی بدبخت بیچاره
جیمین: که اینطور
ات: آره...
ادامه دارد ...
Part 13
ات : میشه بشینم اینجا
جیمین: چرا
ات: چون حوصله ام سر رفته
جیمین : مگه اینجا شهربازی هست حوصله ات سر نره
ات: میخوایی منو از اتاق بیرون کنی
جیمین : من همچنین حرفی نزدم
ات باشه پس میمونم
ویو جیمین
برگه ها رو برداشتم داشتم میخوندم ولی این نمیذاشت وقتی اینطوری کنارم نشسته نمیتونم رو کارام تمرکز کنم آخه این چی داره که من بهش اینطوری وابسته شدم مثل زن های دیگه اس سعی کردم رو کارام تمرکز کنم ولی داشت کیوت بازی در میاورد سعی کردم بهش نگاه نکنم ولی نتونستم
ات : حوصلم سر رفته
جیمین : برو با سگ های عمارت بازی کن
ات : خنده دار نبود
جیمین : چیه خب
ات : میخوایی منو به کشتن بدی
جیمین: چیکار کنم پس بگم بیا با من بازی کن
ات: جیمینی ( کیوت )
جیمین: بگو
ات: میشه موهاتو ببندم
جیمین: شوخی خوبی نبود
ات : نه من راست میگم
جیمین: نمیشه
ات: ترو خدا بزار ببندم جیمینی ( کیوت و با نگاه های مظلوم)
جیمین: اینطوری نگام نکن نمیزارم
ات: جیمینی ( کیوت و با نگاه های مظلوم)
جیمین : اوففف باشه برو بیار ببند
ات : باش وایسا برم زود میام
از اتاق خارج شد رفت با خودم خندیدم درو باز کرد با کش و شونه اومد داخل اومد نشست روی میز موهامو آروم آروم شونه کرد بعد با کش ها دو تا خرگوشی بست آینه رو داد دستم
ات: ببین چه کیوت شدی
جیمین: من کیوت نیستم
ات : هستی
جیمین: نیستم
ات : هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی هستی
جیمین: باشه باشه
ات : آفرین
جیمین: خیلی لجبازی
ات : گشنمه
بلند شدم دستمو گذاشتم کناره ی میز
جیمین: و دقیقاً چه میخوایی
ات : غذا
جیمین: چه نوع غذایی
ات: خیلی منحرفی بدبخت بیچاره
جیمین: که اینطور
ات: آره...
ادامه دارد ...
- ۱۲.۱k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط