عشق مافیایی
عشق مافیایی
Part 14
جیمین: خوشت میاد
ات : ن.نه
جیمین: یه دروغگوی وحشتناک هستی میدونی
ات : دروغ نمیگم
جیمین: معلومه
بهش نزدیک تر شدم تو گوشش زمزمه کردم
جیمین : خوشت میاد آره
ات: آب دهنمو قورت دادم . نه کی گفته
جیمین: به هر کسی میتونی دروغ بگی ولی به من نه
ات: گفتم من دروغ نمیگم
جیمین: لجبازی نکن عزیزم
آروم گوشت نرم گوششو گاز گرفتم
ات: نکن
جیمین : چرا نه
ات : دوست ندارم
جیمین : ولی تو الان مال منی هر کاری که دوست دارم میتونم بکنم
ات: هنوز نیستم آقای پارک
جیمین: به زودی میشی
ویو ات
از روی میز پایین اومدم لباسامو درست کردم
ات: بیا بریم شام بخوریم آقای پارک
جیمین: باشه بریم
اول من از اتاق خارج شدم به موهاش نگاه کردم الان وقته انتقامه موهاش اینطوری خوبه بزار بمونه آبروش بره از پله ها پایین رفتم . رفتم کنار مینجی نشستم
ات: مینجی الان جیمین میاد نخند هااا (آروم)
مینجی: بازم چیکار کردی (آروم)
یهو جیمین اومد دستمو گذاشتم رو دهنم خنده مو بزور گرفتم همه با شک و تعجب بهش نگاه کردن
بورام: ارباب موهاتون
جیمین : چی شده
یوری: با کش بسته شده خرگوشی
آب رو برداشتم خوردم بزور جلوی خودمو گرفتم یهو خندیدم آب موند تو حلقم
مینجی: آروم آروم
جیمین با نگاه های ترسناک بهم نگاه کرد با ترس سرمو انداختم پایین
جیمین : بلند شو بیا اینجا
ات: من
جیمین: آره
با ترس بلند شدم رفتم جلوش وایسادم
جیمین : کش موهامو باز کن
دستمو آروم به سمت موهاش بردم کش های موهاشو باز کردم موهاشو با دستم درست کردم
ات : تموم شد
جیمین : برو بشین
سرمو تکون دادم رفتم نشستم کنار مینجی سریع غذامو خوردم به اطرافم نگاه نکردم بعد از غذا از خدمتکار ها تشکر کردم رفتم بالا که یهو صدای جیمین اومد
جیمین: اونجا نه اتاق من
ات: و چرا اتاق تو
جیمین: بهت میگم برو اتاق من
ات : ولی من
جیمین : نشنیدی
ات : باشه ...
ادامه دارد....
Part 14
جیمین: خوشت میاد
ات : ن.نه
جیمین: یه دروغگوی وحشتناک هستی میدونی
ات : دروغ نمیگم
جیمین: معلومه
بهش نزدیک تر شدم تو گوشش زمزمه کردم
جیمین : خوشت میاد آره
ات: آب دهنمو قورت دادم . نه کی گفته
جیمین: به هر کسی میتونی دروغ بگی ولی به من نه
ات: گفتم من دروغ نمیگم
جیمین: لجبازی نکن عزیزم
آروم گوشت نرم گوششو گاز گرفتم
ات: نکن
جیمین : چرا نه
ات : دوست ندارم
جیمین : ولی تو الان مال منی هر کاری که دوست دارم میتونم بکنم
ات: هنوز نیستم آقای پارک
جیمین: به زودی میشی
ویو ات
از روی میز پایین اومدم لباسامو درست کردم
ات: بیا بریم شام بخوریم آقای پارک
جیمین: باشه بریم
اول من از اتاق خارج شدم به موهاش نگاه کردم الان وقته انتقامه موهاش اینطوری خوبه بزار بمونه آبروش بره از پله ها پایین رفتم . رفتم کنار مینجی نشستم
ات: مینجی الان جیمین میاد نخند هااا (آروم)
مینجی: بازم چیکار کردی (آروم)
یهو جیمین اومد دستمو گذاشتم رو دهنم خنده مو بزور گرفتم همه با شک و تعجب بهش نگاه کردن
بورام: ارباب موهاتون
جیمین : چی شده
یوری: با کش بسته شده خرگوشی
آب رو برداشتم خوردم بزور جلوی خودمو گرفتم یهو خندیدم آب موند تو حلقم
مینجی: آروم آروم
جیمین با نگاه های ترسناک بهم نگاه کرد با ترس سرمو انداختم پایین
جیمین : بلند شو بیا اینجا
ات: من
جیمین: آره
با ترس بلند شدم رفتم جلوش وایسادم
جیمین : کش موهامو باز کن
دستمو آروم به سمت موهاش بردم کش های موهاشو باز کردم موهاشو با دستم درست کردم
ات : تموم شد
جیمین : برو بشین
سرمو تکون دادم رفتم نشستم کنار مینجی سریع غذامو خوردم به اطرافم نگاه نکردم بعد از غذا از خدمتکار ها تشکر کردم رفتم بالا که یهو صدای جیمین اومد
جیمین: اونجا نه اتاق من
ات: و چرا اتاق تو
جیمین: بهت میگم برو اتاق من
ات : ولی من
جیمین : نشنیدی
ات : باشه ...
ادامه دارد....
- ۱۵.۵k
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط