{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بودی که چرا محو تماشای منی/آنچنان مات که یکدم مژه بر

گفته بودی که چرا محو تماشای منی/آنچنان مات که یکدم مژه برهم نزنی/مژه برهم نزنم تا که ز دستم نرود/ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی
دیدگاه ها (۵)

بدترین درد دنیا دوربودن ازکسیست که نفست به وجود او وابستست.....

چه باران ببارد چه نباردچه پاییز باشد چه نباشدچه به روی خود ب...

چه دروغه زشتی

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

*بادکنک!*🎈دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن باد...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑦_بخش اول_ من تماشای تو می‌کردم ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

مهمونی پارت ۳۸

می‌گفت:دوستی دارم که از بادکنک بدش می‌آید؛حتی از دیدن بادکنک...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط