آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشت
آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشت
کاشانه ام سوز و سکوت و حال زندان داشت
تویِ خیابانی که با یادِ تو می رفتم
باران نمی بارید اگر یک ذره وجدان داشت
یک لحظه آدم می رود دل،از کفش با عشق
یک لحظه آیا اینقدر ها درد و تاوان داشت؟
دوری اگر ناخواستهِ شد می شود درمان
هر دورِی خود خواستهِ ای کاش درمان داشت
پاکت به پاکت می کشم سیگار و هی سیگار
ای کاشکی هم غصه ها یک لحظه پایان داشت
سرگشته
کاشانه ام سوز و سکوت و حال زندان داشت
تویِ خیابانی که با یادِ تو می رفتم
باران نمی بارید اگر یک ذره وجدان داشت
یک لحظه آدم می رود دل،از کفش با عشق
یک لحظه آیا اینقدر ها درد و تاوان داشت؟
دوری اگر ناخواستهِ شد می شود درمان
هر دورِی خود خواستهِ ای کاش درمان داشت
پاکت به پاکت می کشم سیگار و هی سیگار
ای کاشکی هم غصه ها یک لحظه پایان داشت
سرگشته
- ۱.۷k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط