{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشت

آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشت
کاشانه ام سوز و سکوت و حال زندان داشت

تویِ خیابانی که با یادِ تو می رفتم
باران نمی بارید اگر یک ذره وجدان داشت

یک لحظه آدم می رود دل،از کفش با عشق
یک لحظه آیا اینقدر ها درد و تاوان داشت؟

دوری اگر ناخواستهِ شد می شود درمان
هر دورِی خود خواستهِ ای کاش درمان داشت

پاکت به پاکت می کشم سیگار و هی سیگار
ای کاشکی هم غصه ها یک لحظه پایان داشت
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

عجب دنیای بی رحمی دگر هیج اعتمادی نیستدر این جنگل که آهو بره...

عجب دنیای بی رحمی دگر هیج اعتمادی نیستدر این جنگل که آهو بره...

آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشتکاشانه ام سوز و سکوت و ح...

آن شب که رفتی و دلم فصلِ زمستان داشتکاشانه ام سوز و سکوت و ح...

### پارت ۳: لرزشِ لب‌ها در تاریکیهفته‌ی اول در عمارت مثل گذر...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

آینه می گوید : پیر شدی موهای مشکی ات سپید شده دستی بین مو...

باز دارد ابر می بارد فراوان پشت درمی دهد دق خش خشِ برگِ درخت...

بغلم کن که هوا سوز فراوان داردبدن یخ زده ام حال پریشان داردم...

‌ بغلم کن که هوا سوز فراوان داردبدن یخ زده ام حال پریشان دار...

من سهمی از دنیا نمی خواهممی خواستم، حالا نمی خواهماین لاله‌ ...

من سهمی از دنیا نمی خواهممی خواستم، حالا نمی خواهماین لاله‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط