{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۰

پارت ۳۰
#عسل
توی ماشین بودیم
ر. عسل تو الان کسی دوست داری؟
ع. اره ت چی
ر. اره
ع. واقعا
ر. اره
ع. خوشگله؟اسمش؟چند سالشه؟
ر. خوشگله
ع. میشناسمش؟
ر. اره
ع. کیه؟
ر. بعدا میفهمی
ع. مهدیس؟
ر.ن
ع. نیکا؟
ر. ن
ع. دیانا؟
ر. ن دیانا مثل اجیمه
ع. پانیذ؟
ر. ن
ع. محشاد؟شقایق؟
ر. ن ن
ع. بگو دیگ
یهو رضا ترمز کرد
ر. میخوای بدونی کیه
ع. اره
ر. اون اون تویی
ع. چییی داری شوخی میکنی
ر. ن عسل من عاشقتم دوستت دارم
ع. خو منم
ر. واقعا
ع. اره
ر. باهام رل میزنی؟
ع. معلومه که اره
ر. بیا بقلم
رفتم بقلش
ع. خوب دیگ عشقم بریم بچه ها منتظره هستن
ر‌ .چش نفسم
ر‌ .این حلقه رو بکن دستت
ع. چشم
راه افتادیم
خیلی خوش حال بودم به رضا رسیدم
دیدگاه ها (۰)

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

پارت ۲۲#پانیذچرا دیانا نیومد؟م. نمو گوشی هم ک نداره ن. وای ن...

پارت ۲۹#عسل دیانا خوابید منو مهدیس هم خوابیدیم پیشش ۲ روز بع...

پارت ۳۹ #پانیذ پ. خب دیگ بریم خونه خسته هستیم د. اره بریم #ر...

پارت ششم#نیکا با عسل رفتیم خونه دیدم مهدیس و دیانا دارن فوتب...

فصل دوم پارت ۶۹#دیانا با نیکا سوار هواپیما شدیم ۴ ساعت بعد.....

پارت ۳۱ #عسلبچه ها نگه داشتن ماهم نگه داشتیم محراب. بریم غذ...

عشق ممنوعه من پارت ۶#دیانا من نتونستم چیزی بخورم گلوم میسوخت...

پارت ۳۴ #رضا رفتم اتاق عسل خواب بود ر. عسلیم ع.ر. عسل عشقم ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط