{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
سراغم را بگیر...
حالم را بپرس
نگذار فکر کنم
چه پیش پا افتاده بودم...
که بعد از آن همه
خاطره
فراموش شدم...!!
دیدگاه ها (۲)

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

آسمان ها،ترانه هایی آبیکوه هاقصه هایی سبزاما این را نمی دانم...

‌شاید...شنیده ام یک جایی هستجایی دورکه هر وقت از فراموشیِ خو...

ابروانت را شبیه تیغ خنجر کرده ایگیسوانت را به روی شانه لنگر ...

وقتی یادت میفتم گریه و خنده باهم میان سراغم فکر کنم بعد رفتن...

گاهی هم به خودت سر بزن! حالِ چشمهایت را بپرس و دستی به سر و ...

و اما اون دختر:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط