{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روز پیش سرخیابون منتظر تاکسی بودم یه آمبولانس قبرستون

چند روز پیش سرخیابون منتظر تاکسی بودم یه آمبولانس قبرستون از بغلم رد شد و رو شیشه اش نوشته بود:تاحالا فکرکردی آخرین مدل ماشینی که سوار میشی چیه...؟زور نزن مسافرخودمی
دیدگاه ها (۶)

‏یه وقتایی هست... نه "گریه کردن" آرومت میکنه.. نه "نفس عمیق"...

لمس تن تو، شھوت است و گناھ. حتــے اگر خدا عقدمان را ببندد ،...

چقدر سخت است آهنگی که باید آرامت کند چنان دلت را آشوب کند که...

چه لحظه درد آوریه اون لحظه که میپرسه : خوبی ؟ بغض تو گلوت می...

کنار خیابان وایستاده بودم باخودم گفتم:آخرین مدل ماشیني كه در...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴¹ویو: جونگ‌کوکدو روز بود که نخواب...

رمان:(تا وقتی که عاشقت بشم)

رومان روز برفی (پارت 2 )از زبان اتامروزم مثل روزایہ دیگہ رفت...

پارت ۴۵

پارت چهارمویو ا/تشینیچیرو با چهره ای سراسیمه و گیج شده از مغ...

P³⁰The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

منتظر بودم باردار بشم، چند وقتی بود رژیم پسر زایی گرفته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط