چند مین بعد

چند مین بعد

داشتیم صبحانه می‌خوردیم که بادیگارد اومد

بادیگارد : آقا پنچری ماشین ها گرفته شده

ب ت:اوم ممنون

ب ج: ما دیگه بریم

ب ت :عاااا کجاااا

ب ج :خونه🗿


ها راستی شریک فردا یه مهمونی عه من یه میز چارت (برای کسایی که نمیدونن چارت چیه..... یه نوع قمار یا شرط بندی) رزرو کردم

ب ت :،اوووم خوبه مواظب باش نبازی

ب ج : همچنین

ویو جیمین

داشتم ماشین رو پارک میکردم که یه قیافه آشنا دیدم

هه هه پس اونم رزمی کاره

£سلام آت خانوم

¥عا جیمین

£خودمم

یه سوال داشتم که خیلی ذهنم رو مشغول کرده

¥اوممم ...... بپرس

£اون پسره سوجو باهات کاری هم کرد

¥چرا همش اینو میپرسی
اره به باسنم اسپنک زد و منو بوسید
خوب شد

£عالیه

ویو اندر خانه ات

از باشگاه خسته و کوفته اومدم بخوابم ولی تا چشام گرم شد اجوما اومد و یه بسته پستی بهم داد

دیدم از طرف جیمینه

وقتی بازش کردم برگام موندن رو هوا

دیدم جیمین یه سلفی 🤳 کنار جنازه خونی سوجو انداخته تازه دست راستش هم کنده

واقعا تو شک بودم
دیدگاه ها (۱۲)

هاااایییی گایزززززز برو بکس پارت بعدی خیلی هیجان انگیزه البت...

موقعی که وارد هنرستان شدم با دیدن پستر تسلیت به خانواده سوجو...

رفتم نشستم که دیدم دامنم زیادی کوتاههدنبال کوسن بزرگه می‌گشت...

ویو آت از تخت عزیزم دل کندم و رفتم سرویس بهداشتی و لباسم رو ...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۱که یهو پدر لوسیفر اومد و تفنگ رو سمت من...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۳ توی بیمارستان با هم صحبت کردیمهلن : عش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط