لره رفت برای پسرش كلاه بخره،
لره رفت برای پسرش كلاه بخره،
سر پسره بزرگ بود، هرچی آوردند اندازه سرش نشد!
لره محکم زد توسر بچه،
فروشنده گفت: چرا بچه رو ميزنی؟!
لره گفت: کره خر از وقتی بدنیا اومده حسرت یه کس تنگ به دلم گذاشته :))))
سر پسره بزرگ بود، هرچی آوردند اندازه سرش نشد!
لره محکم زد توسر بچه،
فروشنده گفت: چرا بچه رو ميزنی؟!
لره گفت: کره خر از وقتی بدنیا اومده حسرت یه کس تنگ به دلم گذاشته :))))
- ۱.۳k
- ۰۹ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط