{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت

شراب سرخ پارت ۴۹

#red_wine🍷


_تو پناه منی..
عجیب بود مگه نه...اینکه داشتم به او این حرف را میزدم ..
اما حرف نبود، قلبی بود..انگار خودم این را نگفته بودم ، قلبم بود که داشت با او حرف میزد: آغوشت مکان امن همیشگی من میمونه ! تو نمیدونی چه حسی داره اما وقتی اونجام حس میکنم از تمام آسیب ها در امانم..
خم شد و نرم لبانم را بوسید : مکان امن من متعلق به توعه!
لبخندی زدم و گونه‌اش را بوسیدم..
_من کجا میتونم لباسمو تعویض کنم؟
_خب چون تورو اذیت میکنه..
خم شد و پر محبت پیشانی‌ام را با بوسه‌اش مهر کرد و گفت: ممنون که بهم اهمیت میدی..برو بالا سالن دست راست اتاق سومی من لباسو واست ردیف میکنم ..
هینی کشیدم و گفتم: تهیونگ لطفا.. برو ببینم..
+باشه بریم..
چشم غره‌ای به او رفتم و راه پله ها را به پیش گرفتم وقتی دیدم از رو نمی‌رود و پشت سرم دارد راه خودش را می‌آید برگشتم و گفتم: تهیونگ برو دیگه..
تهیونگ خندید و گفت: نمیشه ازت گذشت..
دلم قنجی رفت و گفتم: برو بعدا وقت داری..
تهیونگ با شیطنت گفت:الانم دارم..
این روی او دیگر نوبر اش بود.
_برو..
او اینجا چیکار میکرد.. در پاریس او هم در این مهمانی..
الان باید خوشحال باشم..؟
دیدگاه ها (۰)

شراب سرخ پارت ۵۰#red_wine #red_wine🍷 نه!!!هر چیزی را میتونست...

ورق بزنید استوری درخواستی ☆☆♡♡°_°

شراب سرخ پارت ۴۸#red_wine #red_wine🍷 تهیونگ با صدای دورگه که...

شراب سرخ پارت ۴۷ #red_wine🍷 خوبه این مرد از دنس خوشش نمیومد ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۱

دلنشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۱۱ جونگ کوک  ته . من بیشتر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط