{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شراب سرخ پارت

شراب سرخ پارت ۴۸
#red_wine #red_wine🍷


تهیونگ با صدای دورگه که از خشم بوجود آمده بود گفت:به سوالام عین ادم جواب میدی!
کمرم را به خودش کوبید و ان یک ذره فاصله‌ای که بین مان بود را به صفر رساند:یک...
طوری یک را زیر گوشم نجوا کرد که در آغوشش تنم لرزید:..کی به تو اجازه داد با همچین لباس فاکری بیای بین یک گله گرگ بی صفت و نشون، میخوای خون همه ادمای اینجا رو بریزم، مگه منه لعنتی برای تو لباس سفارش نداده بودم ها..
صادقانه لب زدم:ته.. تهیونگ داری با این رفتارت میترسونیم..
سرش را درون گردنم فرو برد و شاهرگم را بوسید و همانجا لب زد: تو مال منی .. باید بمونی .. نمیزارم یک قدم جلو تر یا عقب تر از من برداری .. نمیزارم از کنارم جم بخوری .. نمیزارم مال کس دیگه‌ای بشی..
کیم سرش را از گردنم بیرون آورد و توی چشمانم نگاه کرد: من نمیتونم تو رو با کسی سهیم بشم ، لباست خیلی روی اعصابمه ا.ت، چاک سینه‌هات تو دیدن ، رون های سفیدت که هر شب با فکر اینکه زیر دندونام گازشون بگیرم تو دیدن ، زیبایی هات تو دیدن همین داره خط میندازه روی اعصابم..
_متاسفم..
کیم وسط حرفم پرید و گفت:جنی هر زری زده برای خودش زده ا.ت ..
کیم اخم هایش کور تر شد و پوزخند صداداری زد : شأن ؟ او چی میدونه از این کلمه..
سرم را پایین انداختم راستش داشتم براش ناز و میکردم..
بنظرتون بلد بود ناز بخره؟
کیم سرم را بالا گرفت و گفت: تو کنار من منو به برتری میرسونی..تو کمبودهای من ضعفای منو پنهان میکنی..تو یکتایی، نابی، عشوه‌گری و فتنه‌گری..
با کلمه اخرش خنده روی لب هایم اورد..
_تو پناه منی..
دیدگاه ها (۰)

شراب سرخ پارت ۴۹ #red_wine🍷 _تو پناه منی..عجیب بود مگه نه......

شراب سرخ پارت ۵۰#red_wine #red_wine🍷 نه!!!هر چیزی را میتونست...

شراب سرخ پارت ۴۷ #red_wine🍷 خوبه این مرد از دنس خوشش نمیومد ...

شراب سرخ پارت ۴۶#red_wine #red_wine🍷 بل:وای بلا این فوق العا...

"سرنوشت "p,49...کوک : هومم منم خستم.... بخوابیم ؟.ا/ت : باشه...

پارت ۴ از این حمایت نکنید دیگه نمیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط