{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می دانستی

کاش می دانستی
یک زن از لحظه ای که "دوستت دارم" می گوید
از لحظه ای که بوسیده میشود
از لحظه ای که به آغوش کشیده میشود،
دیگر خودش نیست
می شود تو
میشود با هم بودن...
آن لحظه که ترکش می کنی
دو نیم اش می کنی
و یک نیمه اش را با خود می بری!
نگو زمان همه چیز را حل می کند
که زمان، تنها، کند می کند
جستجوی او را برای یافتن نیمه دیگرش
نگو فراموش کن
که او یک چشمش همیشه
باقی می ماند به نیمه رفته دیگرش... ♥ ️♥ ️
دیدگاه ها (۱)

.می خواهم لبهایت نامم راپیراهنت عطرم رادستهایت دستم را تکرار...

نفس چشمـــاڹ خمارت چه ڪشیــدڹ دارد سایه سـاراڹ دو زلفتچه لمی...

خدا کند که مرا از دلش جدا نکندمن و جدا شدن از جان خود ؟ خدا ...

دانۍکه نِگاهی به نگاهَت نِگران است؟در مرگ دلم پایِ خیالت به ...

پــدر قصه اےبــود ڪہ زود تمام شد...«همیشه فکر می‌کردم پایان،...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

مرضیه جانم...❤️دیدارت، شبیه آمدنِ بهار به شهری‌ست که سال‌ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط