{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم
زیر چراغ های رنگی رنگی و جمعیت زیادی که توی شهر میگشتن
مرکز خرید بزرگی به تازگی توی شهر باز شده بود
نامجون تعریف شیرینی فروشیِ اون رو خیلی شنیده بود
دوست داشت خانواده سه نفریش رو بعد از یه روز طولانی ببره اونجا
بعد از خریدن سه تا مینی کیک شکلاتی که روی اون با خامه ی سفید تزئین شده بود پیش ا/ت و رائون اومد
-چطوره؟
-خیلی خوشمزه اس! نامجون همیشه بیاییم از این شیرینی فروشی خرید کنیم!
-باشه عزیزم(:
-بابایی بازم می خوااام
-تو که تمومش کردی شکمو!
ا/ت و نامجون خندیدن
-از دست این بچه...
-بابایی بریم پارک؟؟
-امروز خیلی بیرون بودیم بهتره بریم خونه
-نه بابایی بریم پااارک
-جونی بیا ببریمش شاید دیگه نتونستیم بریم پارک
-باشه چون تو میگی....بلند شین بریم پارک
.....
رائون اون طرف توی زمین بازی از نرده ها بالا میرفت تا زودتر به سرسره برسه
انگار با بچه های دیگه مسابقه میداد!
نامجون و ا/ت روی نیمکت فلزی سیاه داخل پارک نشسته بودن
-نام....خوب رقصیدم؟
-انقدری خوب بودی که می خواستم چشم اون همه تماشاچی رو دربیارم!
ا/ت خندید
نامجون دستشو روی شونه ا/ت گذاشت و به خودش نزدیک کرد
-تازشم...خیلی خوشگل بودی اون موقع رائون که میگفت شبیه پرنسسا شدی
-واقعا؟*خنده* اینو گفت؟
دیدگاه ها (۸)

پارت سوم-همیشه ازت تعریف میکنه امروز تو کلاس هی میگفت منم بز...

پارت چهارم-رائون؟؟؟ چرا هر چی صداش میزنم جواب نمیده؟-اینجاست...

من خودمم هر وقت گوش می کردم اون تیکش اسم جیمینو میشنیدم ولی ...

پارت اولنامجون کتاب هاشو داخل کیفش قرار دادبعد از اینکه مطمئ...

چند پارتی ریندو.Part6(last)هردو نفس نفس میزدن و بعد ریندو لب...

کنیچیوا مینا من بعد مدت ها اومدم ادامه پارت رو بنویسم ●^●ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط