{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهارم

پارت چهارم
-رائون؟؟؟ چرا هر چی صداش میزنم جواب نمیده؟
-اینجاست
ا/ت پیش نامجون اومد و با دیدن رائونی که لب سرسره خوابش برده بود لبخند زدن
-دلم نمیاد بیدارش کنم(:
-منم(:
نامجون خم شد و دختربچشو بدون اینکه بیدار کنه توی بغلش گرفت
-مثه بچه کوالاها خوابیده(:
نامجون خم شد و گونه ی تپل دختر کوچولو رو بوسید
ا/ت دستشو دور بازوی نامجون انداخت و به طرف خونه رفتن
-ا/ن....یادته وقتی هنوز بدنیا نیومده بود چقد براش ذوق داشتیم؟
-من که هیچ وقت یادم نمیره مخصوصا موقعی که فهمیدیم دختره یه راست رفتیم براش لباس و سیسمونی خریدیم!
نامجون خندید
-خب به آرزوی چند سالم داشتم می رسیدم تازشم مگه بده به فکر بچم باشم؟
-اگه من نبودم الان این بچه هم تو بغلت نبود
-این که مشخصه!
نامجون یه چیز کوچیک و خیس رو روی بینیش حس کرد
-عع نام داره بارون میاد!
-بهتره زودتر خودمونو برسونیم خونه
-باید برام آهنگ فوراِور رینو بخونی
نامجون در حالی که سعی می کرد با دستاش از صورت رائون در برابر قطره های بارون محافظت کنه گفت:
-بریم خونه واست میخونم!
END

بچه ها از حمایتاتون خیلی ممنونم ولی ممکنه یه چند روزی نیام براتون فیک بذارم چون سرم یکمی شلوغه(:
اسلاید دومم نامجون با عینکه تو پارت قبلی یادم رفت بذارم🥲
دیدگاه ها (۱۳)

پارت اولموی دخترکو گرفت و پرتش کرد به سمت دیواربدن ضعیف دختر...

پارت دومجونگکوک درو باز کرد و داخل شدپدرش کنار پنجره نشسته ب...

پارت سوم-همیشه ازت تعریف میکنه امروز تو کلاس هی میگفت منم بز...

پارت دومزیر چراغ های رنگی رنگی و جمعیت زیادی که توی شهر میگش...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت اون صحنه رو دید اما خبر نداشت نامجون...

مرگ و زندگی پارت 4 :ا/ت و نامجون زندگی خوبی داشتن و همه چی ب...

مرگ و زندگی پارت 3 نام : میا ی خونه ی من یا من بیام پیشه تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط