{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست...

دیگر از آن همه شیطنت و شلوغی خبری نیست...
آنقدر بخاطره ضربدر های جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم که تبدیل به ساکترین شاگرد کلاس زندگی شدم...
دیدگاه ها (۱)

شانس اوردم متن هایی که توکامپیوترمینویسم بااب پاک نمیشه وگرن...

همیشه یکی هست ک هلت بده :چ نشسته باشی روی تاب... چ ایستاده ب...

همیشه چوب سوختنی نیست خوردنی هم هست!!! ما گاهی اوقات چوب ساد...

باید برف بیاد تا آدم بسازیم

🍂🤍در گوشه‌ای از این جهانِ پرهیاهو، هنوز جاهایی هست که زمان د...

رمان { همسایه ای از جنس شب و روز }

چند پارتی

📍بغض خانم بازیگر در دنیای موازی🔹️حسین دهباشی مستندساز درباره...

پارت۱ویو ات صبح از خواب بیدار شدم و به ساعت نگاه کردم. دیرم ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۲۱: زمزمه‌هایِ شوم در راهروه...

پارت ۴ وییوی جیسونگ:وارد خونه شدم خونه ای که فکر میکردم یه ر...

یک نیمکت فاصله

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط